Showing posts with label فرزند خوانده. Show all posts
Showing posts with label فرزند خوانده. Show all posts

Monday, December 16, 2013

سوءاستفاده جنسی از کودکان؛ تابوی قربانی بودن


015721391 30300 سوءاستفاده جنسی از کودکان؛ تابوی قربانی بودن



 آیدا قجر- دویچه وله فارسی


کودکان زیادی در ایران مورد سوءاستفاده جنسی قرار می‌گیرند، اما جامعه ایران نتوانسته دیوار سکوت در این باب را بشکند. حرف زدن کودکان در مورد این اتفاق تابوست و عدم حمایت قانون از قربانی هم در پنهان ماندن اتفاق‌ها مؤثر است.


مریم، زنی ۴۵ ساله در حالی‌که با تارهای مویش بازی می‌کند و از پنجره به خیابان می‌نگرد، از تجاوز جنسی توسط عموی خود صحبت می‌کند:‌ «هشت ساله بودم که دستانش را به زیر دامنم برد و مرا نوازش کرد. هیچ ‌نمی‌فهمیدم. تنها از ترس، دهان دوخته و به مقابلم خیره شده بودم. آخر او عمویی بود که سال‌ها روی زانوانش نشسته بودم. کسی چیزی نمی‌داند، هنوز به خانواده‌ام نگفته‌ام. این‌جا ـ خارج از ایران ـ بعد از سال‌ها روان‌کاوی توانستم آن اتفاق را برای خودم مرور کنم.»


او از هراس خود در عنوان کردن این اتفاق برای خانواده‌اش می‌گوید: «چه فرقی می‌کرد؟ اگر به آن‌ها می‌گفتم، یا مقصر شناخته می‌شدم یا آبروریزی می‌شد. خانواده به هم می‌ریخت. اصلا چه کسی حرف ‌یک دختر ۸ ساله را باور می‌کرد؟ چه بسا اگر می‌گفتم، تنبیه هم می‌شدم که یا دروغ گفته‌ام یا خودم باعث این اتفاق بوده‌ام.»


سوءاستفاده جنسی از کودکان، نوعی کودک‌آزاری به منظور تحریک جنسی عامل این رفتار است که می‌تواند شامل درخواست از کودک برای شرکت در رابطه‌ی جنسی، نمایش آلت تناسلی برای کودک، برقراری آمیزش جنسی فیزیکی با او و استفاده از کودک برای پورنوگرافی باشد. در ایران آماری که نشانگر میزان وقوع این رفتارها باشد، وجود ندارد، زیرا تابوهای اجتماعی و عدم حمایت قانون از قربانی، این اجازه را به کودک نمی‌دهد که آزادانه و بدون ترس از قضاوت یا متهم شدن، درباره آن‌چه بر او گذشته سخن گوید.


0,,5929026 4,00 سوءاستفاده جنسی از کودکان؛ تابوی قربانی بودن

قوانین مدنی و مجازات اسلامی در ضدیت با حقوق کودک


به تازگی لایحه‌ی حمایت از کودک در ایران به تصویب رسیده است. طبق تبصره‌ی ماده‌ی ۲۷ این لایحه، سرپرست در صورت صلاح‌دید دادگاه اجازه دارد که فرزندخوانده‌اش را به ازدواج خود درآورد. برخی از فعالان حقوق کودک و حقوق زنان معتقدند که چنین تبصره‌ای اجازه‌ی سوءاستفاده‌ی جنسی از کودکان را به سرپرستان آن‌ها می‌دهد.


مهناز پراکند، حقوق‌دان و وکیل دادگستری، معتقد است: «ماده‌ی ۱۰۴۰ قانون اساسی به پدر اجازه می‌دهد تا در صورت تشخیص مصلحت فرزند دختر زیر ۱۳ سال و پسر زیر ۱۵ سال، با اجازه‌ی دادگاه، آن‌ها را به ازدواج وادار کند. تبصره‌ی ماده‌ی ۲۷ قانون حمایت از کودک نیز اجازه‌ی ازدواج سرپرست را با فرزندخوانده می‌دهد. جمع این دو ماده با یکدیگر، مجوزی برای کودک‌آزاری توسط سرپرست است.»


در تبصره‌ی ماده‌ی ۸۳ قانون مجازات اسلامی که به مساله‌ی “زنا” می‌پردازد، شاهد تخفیف مجازات زنانی هستیم که به کودکان تجاوز می‌کنند. طبق این تبصره، زن محصنه ـ شوهردار ـ که با پسری نابالغ مرتکب زنا شود، به ۱۰۰ ضربه شلاق محکوم می‌شود؛ اما در صورت ارتکاب این عمل توسط مرد، حکم متجاوز، اعدام خواهد بود.


پراکند در گفت‌وگو با دویچه‌وله می‌گوید: «تبصره‌ی این ماده راه را برای کودک‌آزاری توسط زنان باز گذاشته است. یعنی مجازات زنی که کودکی را وادار به رابطه‌ی جنسی می‌کند، از هم‌خوابگی دو شخص بالغ و عاقل که به اختیار دست به چنین اقدامی زده‌اند، کم‌تر است در حالی‌که کودک از عواقب اتفاقی که بر او گذشته، درکی ندارد. این قانون، تنها موردی ا‌ست که در آن به زنان در تقابل با مردان، تخفیف مجازات داده شده است. در نتیجه می‌توان گفت قوانین ایران راه را برای کودک‌آزاری باز گذاشته‌اند.»


0,,16695729 401,00 سوءاستفاده جنسی از کودکان؛ تابوی قربانی بودن

هم‌خوابگی با کودکان کار؛ جایزه‌ای برای فروش بیشتر


سوءاستفاده جنسی از کودکان را نمی‌توان مخصوص روابط خانوادگی یا دوستانه دانست. کودکان کار که بی‌سرپرست بوده یا در خانواده‌های بدسرپرست زندگی می‌کنند، گروهی از کودکان هستند که هر روزه در معرض خطر سوءاستفاده‌ی جنسی قرار دارند.


یک مددکار کودکان کار در گفت‌وگو با دویچه‌وله می‌گوید: «یکی از بدترین اتفاقات در برخورد با این کودکان به این شکل است که باور دارند وظیفه‌شان کسب درآمد به وسیله‌ی تن دادن به سوءاستفاده‌ی جنسی است. پرونده‌ی اخیر ما روایت دختری ا‌ست که به ازای فروش بیشتر الکل و مواد مخدر توسط فروشنده، به خریداران پیشنهاد می‌شود. در واقع او به مانند جایزه‌ای برای خرید بیشتر به خریدار عرضه می‌شود. برخی از کودکان نیز در ازای یک شیشه لاک ناخن یا یک وعده غذا تن به قربانی شدن می‌دهند؛ اما هیچ علمی به عواقب آن ندارند.»


مددکار دیگری که در حوزه کودکان افغان در ایران فعالیت می‌کند به دویچه‌وله می‌گوید: «بیشتر بچه‌های ما با هدف کسب درآمد به شکل قاچاقی از افغانستان به ایران فرستاده شدند. این کودکان در خانه‌های تیمی زندگی‌می‌کنند و مرتب از سوی هم‌خانه‌های خود مورد تجاوز و آزار جنسی قرار می‌گیرند. پسری داشتیم که از مراکز شبانه‌روزی بهزیستی به دلیل همین آزارها فرار کرد.»


هر دو مددکار تاکید دارند که کودکان از بیان آزار جنسی‌ای که دیده‌اند خودداری می‌کنند. به گفته این مددکاران، اولین نشانه‌ها برای درک این موضوع که یک کودک هدف تجاوز جنسی قرار گرفته این است که آن‌ها به شکل ناگهانی دچار “استرس”، “عدم اعتماد به نفس” و “هراس از فاصله‌ی فیزیکی کم با دیگران” می‌شوند تا جایی که در برابر هر نوع نزدیکی بدنی نیز ترسیده و خود را عقب می‌کشند.


کودکان کار تنها به عنوان کودکان بی‌سرپرست شناخته نمی‌شوند. بسیاری از آنان در خانواده‌های بدسرپرست زندگی می‌کنند، به علت فقر مالی خانواده مجبور به کار کردن می‌شوند و برخی از آنان مورد سوءاستفاده جنسی قرار می‌گیرند.


یک مددکار کودکان کار ضمن اشاره به پرونده ‌یکی از دخترانی که به علت فقر مالی خانواده در خیابان کار می‌کرد، می‌گوید که فقر مالی یکی از اصلی‌ترین عواملی است که باعث تن دادن کودکان به سوءاستفاده جنسی می‌شود: «پدر یکی از این دختران، بعد از اطلاع از اتفاقاتی که برای دخترش رخ داده، از ما خواست تا کودک را از آن‌ها بگیریم چون آبروی خود را در خطر می‌دید و فکر می‌کرد که بعد از این دخترش را نمی‌تواند به ازدواج کسی درآورد و در نتیجه این دختر تبدیل به بار مالی اضافی بر دوش خانواده خواهد شد.»


0,,16292377 404,00 سوءاستفاده جنسی از کودکان؛ تابوی قربانی بودن

تجاوز جنسی؛ عامل برخی از بزه‌ها


پسر نوجوانی در استان فارس که به جرم قتل به اعدام محکوم شده بود، پس از بارها بازجویی، اعتراف کرد که مقتول چندین بار او را مورد تجاوز جنسی قرار داده بوده به طوری‌که متهم مجبور می‌شده برای رفتن به مدرسه از مسیری خلوت و بیابان‌گونه بگذرد. به گفته این پسر نوجوان، مقتول او را با موتور دنبال می‌کرده و در مکان‌های خلوت مورد تجاوز قرار می‌داده است. قاضی ابتدا حرف‌های متهم را باور نکرد؛ اما وقتی حکم به دیوان عالی کشور فرستاده شد، قاضی در نامه‌ای خطاب به این دیوان از «اشتباه» خود در حکم یاد کرد و نوشت: «این پسر به قدری زیبا و داستان‌هایش واقعی ‌است که فکر می‌کنم در قضاوت خود اشتباه کرده‌ام.» در نتیجه همین نامه، متهم از اعدام رهایی یافت.


آسیه امینی، روزنامه‌نگار و فعال حقوق بشر، در گفت‌وگو با دویچه‌وله ضمن اشاره به این پرونده می‌گوید: «آزار و سوءاستفاده جنسی از کودکان می‌تواند باعث جرم‌خیزی شود؛ چه بسا پشت‌پرده‌ی بسیاری از بزه‌هایی که کودکان مرتکب می‌شوند، آزار جنسی قرار دارد. وجوه پنهانی این آزارها کم‌تر در جامعه یا محافل رسانه‌ای مورد بحث و بررسی قرار می‌گیرد؛ اما عمق این آزارها از آزارهای عادی بیشتر است؛ چرا که قربانی، متهم شناخته شده و به همین دلیل‌، مجازات می‌شود.»


پرونده‌ی دیگری که امینی به آن اشاره می‌کند، مربوط به عاطفه سهاله است؛ دختری ۱۶ ساله که در سال ۱۳۸۳ اعدام شد. قاضی حاج‌رضایی، رئیس دادگستری نکا، سهاله را به “جریحه‌دار کردن عفت عمومی” متهم کرد و با دستان خود طناب دار را بر گردن او انداخت. عاطفه برای اولین بار در ۹ سالگی مورد تجاوز جنسی قرار گرفته بود. متجاوز با پرداخت پول به عاطفه، او را وادار به سکوت کرده بود. عاطفه تا ۱۵ سالگی دو بار بازداشت و حد شرعی ـ ۱۰۰ ضربه شلاق ـ بر او اجرا شد. عاطفه در یکی از ملاقات‌های خانوادگی به بستگانش گفته بود که “من حتی این‌جا هم راحت نیستم”.


آسیه امینی می‌گوید: «ما هرگز نتوانستیم متوجه شویم که منظور عاطفه از این حرف چه بود؛ اما او بارها در طول بازجویی‌ها مجبور شد که آزارهای جنسی‌ای ‌که قربانی آن بود را بازگو کند، در حالی که وادار کردن کودک قربانی به صحبت درباره‌ی روابط جنسی خصوصی‌اش تحت عنوان “زنا”، خود آزار جنسی محسوب می‌شود.»




سوءاستفاده جنسی از کودکان؛ تابوی قربانی بودن

Thursday, November 14, 2013

حقوق پایمال شده ملت توسط متشرعین - روزی به بهانه نبودن سابقه شرعی و روزی به تمسک عدم منع شرعی

539627 225915437573208 1157958911 n حقوق پایمال شده ملت توسط متشرعین روزی به بهانه نبودن سابقه شرعی و روزی به تمسک عدم منع شرعی طراحی از مانا نیستانی[/caption]


سپیده دم - شورای نگهبان قانون اساسی در ایراداتی * به مصوبه مجلسیان پیرامون لایحه حمایت از کودکان و نوجوانان بی‌سرپرست و بد سرپرست سال ۸۸ لایحه را به مجلس جهت رفع ایرادات بازمیگرداند. در بخش کلیدی لایحه در خصوص منع ازدواج سرپرست با فرزند خوانده به این دلیل که برابر – سابقه شرعی ! – منعی در خصوص ازدواج فرزند خوانده با سرپرست نیست -مجلسیان در این بخش لایحه ، مصوبه را برابر نظر متشرعین شورای نگهبان تغییرش می دهند و با دو شرط تائید بهزیستی و اجازه دادگاه از منع ازدواج به اجازه ازدواج سرپرست با فرزند خوانده مطابق میل شورای نگهبان اصلاح می کنند و به شورای نگهبان قانون اساسی جهت تائید نهائی ارسال می دارند .
متن اولیه مصوب مجلس ( تبصره ماده ۲۷ قبل از ایراد شورای نگهبان ) :

ازدواج چه در زمان حضانت و چه بعد از آن فی مابین سرپرست و طفل ممنوع می باشد.
متن فعلی اصلاحی بعد از ایراد شورای نگهبان ( تبصره ماده ۲۷ ) به شرح زیر اصلاح می شود : ازدواج چه در زمان حضانت و چه بعد از آن بین سرپرست و فرزند خوانده ممنوع است مگر اینکه دادگاه صالح پس از اخذ نظرمشورتی سازمان، این امر را به مصلحت فرزند خوانده تشخیص دهد.

یاد آوری :

جامعه حقوقی و حقوقدانان ایران بهانه ی حذف دادسراها را هنوز یادشان هست -متشرعین دادسراها را از سازمان قضاوتی ایران حذف نمودند و حدود یک دهه سازمان قضاوتی نیمه لنگ و حقوق ملت را به بهانه ی عدم سابقه شرعی از ویرانه‌ای که بود ویرانتر ساختند- چرا ؟ چون دادسرا‌ها سابقه شرعی نداشت ! … تا با نمود آثار ویرانگر حدود یک دهه از طی این تصمیم نادرست ناگزیر از تصویب قانون احیاء دادسراها در سال ۸۱ گردیدند …

دادسراها سابقه ی شرعی! نداشت و به سود ملت نبود !

اما یک سئوال ) چرا سیستم دادسراها را از دادگاه ویژه روحانیت در طول یک دهه‌ای که دادسراهای عمومی را متشرعین برچیدند از سیستم دادرسی خود متشرعین حذف نکردند؟! و در طول یک دهه که دادستان‌ها می باید برای حفظ حقوق عمومی جامعه و تعقیب کیفری مجرمین و بزهکاران انجام وظیفه می‌نمودند را با بیش از دویست اندی وظیفه خطیر که در قوانین تا آن زمان برایشان برشمرده شده بود حذف اما از سیستم دادسرای ویژه روحانیت برنچیدند ؟ و همچنان برای محاکمات و دادرسی‌های خود سیستم دادسرا و دادستان ویژه روحانیت داشتند ؟ پاسخ چیست آقایان متشرعین ؟ شما که متشرع هستید با این جمله خوب آشنائید آنچه را برای خود نمی پسندی برای دیگران نپسند و واژگون این جمله را آنچه را که برای خود می پسندی برای دیگران بپسند …چه فرقی میان حقوق بنیادین ملت و شما متشرعین بود ؟

آنروز دادسرا را به بهانه ی نبود سابقه ی آن در شرع کنار گذاردید اما برای خود و سیستم رسیدگیتان برجایش داشتید و اکنون شورای نگهبان قانون اساسی در ایراد به مصوبه مجلسیان لایحه را به این دلیل به مجلس مسترد می کند که برابر سابقه شرعی ! منعی در خصوص ازدواج سرپرست با فرزند خوانده‌اش به لحاظ شرعی نیست ! جایگاه- اخلاق- و- عرف- در این میان چه می شود ؟ راه یافتگان به مجلس نیز مصوبه را با خواست شورای نگهبان جهت تجویز و قانونی شدن این ازدواج اصلاح می کنند و به شورای نگهبان جهت تائید نهائی باز می فرستند …

چشم انداز چیست ؟

فعالین مدنی و خبرنگاران و کنشگران و حقوقدانان به تکاپو می افتند و از عواقب خلاف عرف و اخلاق آن و آثار زیانبارش گفته و آن را یک به یک بر می شمارند اما چه فرجامی دارد ؟ اگر اتفاق خارق العاده‌ای رخ ندهد این مصوبه با اصلاح به عمل آمده و مطابق میل متشرعین شورای نگهبان بزودی عنوان قانون خواهد یافت. در فرضی این مصوبه می توانست با مخالفت مجلسیان و پافشاری بر مصوبه قبلی‌شان بر مبنای اصرار بر منع این ازدواج برابر روند پیش بینی شده درقانون اساسی به مجمع تشخیص مصلحت نظام ! ( مصلحت نظام و نه کشور ) برود و در آن فرض و ورود مجمع تشخیص در مقام رفع اختلاف بین مجلس و شورای نگهبان با تائید نظر مجلس منع ازدواج سرپرست با فرزند خوانده را به صورت قانون تصویب کند- اما برابر مکانسیم موجود فعلی قانونگذاری در کشور بنظر دیگر راهکار قانونی برای جلوگیری از ان نیست و آنچه به جائی نخواهد رسید فریاد است .


نکته در اینجاست که در ترکیب ۱۲ نفره اعضای شورای نگهبان در خصوص مغایرت قانون مجلس با شرع شش حقوقدان عضو حق رای ندارند ! و این تشخیص به عهده فقهای شورای نگهبان است ولی در خصوص مغایرت قانون مصوب مجلس با قانون اساسی آن شش فقیه صاحب رای هستند -داخل پرانتز شش فقیهی که نه دانشکده حقوق رفته اند و نه قوانین موضوعه را در نظام دانشگاهی آموخته اند …


نگرش کوتاه از باب تطبیقی :


در احوال شخصیه زرتشتیان :

هرکس فرزند خوانده اختیار کند آن فرزند خوانده وارث شخصی اوست و چنانچه ازدواج دیگری داشته باشد و فرزندی بوجود آید ، فرزند خوانده نیز در ردیف یکی از فرزندان او خواهد بود و در حقوق و مقررات مانند یک فرزند حقیقی محسوب خواهد شد .


مقرّرات احوال شخصیه مسیحیان پروتستان ایران :

ماده۱۸۰ـ در صورتی که فرزندخوانده دختر باشد، ازدواج او با پدرخوانده و فرزندان ذُکور پدرخوانده یا مادرخوانده‌اش ممنوع می‌باشد، و اگر فرزندخوانده پسر باشد، نکاح او با مادرخوانده و فرزندان اُناث مادرخوانده یا پدرخوانده‌اش امکان‌پذیر نخواهد بود.


مقررات احوال شخصیه ارامنه گریگوری ایران :


ماده ۱۰ – فرزند خواندگی بین فرزند خوانده و کسی که او را به فرزند خواندگی پذیرفته است ایجاد رابطه قرابت می نماید . شخصی که دیگری را به فرزند خواندگی پذیرفته است نام خانوادگی خود را به او میدهد در صورتیکه زن و شوهر مشترکاً کسی را به فرزند خواندگی قبول کرده باشند ، فرزندخوانده از هردو آنان ارث می برد . علیرغم ایجاد رابطه بین فرزند خواندگی فرزندخوانده و پدرخوانده و یا مادرخو انده ، حسب مورد ، رابطه توراث بین فرزند خوانده و اقربای همخون او کماکان بدون تغییر باقی می ماند .

و برابر ماده ۲۸ – ازدواج با اقارب نسبی فقط از درجه پنجم و دورتر جائز است ، ازدواج پدر و مادر تعمیدی با فرزند تعمیدی و پدر یا مادرخوانده با فرزند خوانده ممنوع است .


نکته :

قانون اجازه رعایت احوال شخصیه ایرانیان غیر شیعه در محاکم ، منتشره در مجموعه قوانین سال ۱۳۱۲ مصوب ۳۱/۴/۱۳۱۲


ماده واحده : نسبت به احوال شخصیه و حقوق ارثیه و وصیت ایرانیان غیرشیعه که مذهب آنان به رسمیت شناخته شده محاکم باید قواعد و عادات مسلمه متداوله در مذهب آنان را جز در مواردی که مقررات قانون راجع به انتظامات عمومی باشد به طریق ذیل رعایت نمایند.

۱- در مسائل مربوط به نکاح و طلاق و قواعد مسلمه متداوله در مذهبی که شوهر پیرو آن است.

۲- در مسائل مربوط به ارث و وصیت عادات و قواعد مسلمة متداوله در مذهب متوفی.

۳- در مسائل مربوط به- فرزند خواندگی- عادات و قواعد مسلمة متداوله در مذهبی که پدرخوانده یا مادر خوانده پیرو آن است.


پی نوشت :

با فرمان مشروطیت و تشکیل عدالتخانه پارکه‌ها که بعدها به تصویب فرهنگستان به دادسرا تغییر نام یافت تا سال ۷۳ در نظام قضائی و سازمان قضاوتی وجود داشت -به ناگاه در تصمیمی ویرانگر و زیانبار به پیکره دادگستری دادسراها را به بهانه اینکه دادسرا در شرع و موازین شرعی سابقه نداشت از سیستم قضائی حذف نمودند.

جالب آنکه دادسرا در همان مجلسی به تصویب رسیده بود که مدرس در آن بود اینان خود را متشرع تر از مدرس دانسته و دادسراها را به بهانه ی خلاف موازین اسلامی بودن از سیستم قضائی حذف نمودند تا حدود یک دهه که دوباره قانون احیاء دادسراها را از تصویب گذراندند.


این متشرعین که دادسرا را خلاف موازین شرعی دانسته و یک دهه جامعه را از دادستان و دادسرا محروم نمودندو در تشکیلات قضاوتی غیر قانونی دادگاه ویژه روحانیت که هیچگاه قانونی پیرامون آن در مجلس تصویب نگردیده دادسرا و دادستان ویژه روحانیت را همچنان داشتند و عجبا که آنچه سابقه شرعی نداشت وخلاف حقوق بنیادین ملت و جامعه و سازمان قضاوتی بود برای خود این متشرعان وجودش لازم بود!

این هم جلوه‌ای از- فقدان حق حاکمیت مردم -است روزی به بهانه خلاف شرع بودن دادسراهای عمومی به عمر یک دهه از سازمان قضاوتی برچیده می شود در حالیکه دادسرای ویژه روحانیت برجای می ماند و روزی به بهانه عدم منع شرعی ازدواج با فرزند خوانده تجویز می شود.!

نتیجه و برداشت : شورای نگهبان قانون اساسی نهادیست که هیچ کارکردی جزء تضییع حقوق سیاسی مردم ( به مناسبت محدود نمودن حق انتخاب ملت ) و همچنین حقوق مدنی ملت ( به تمسک به منع و جواز شرع ) ندارد.


یک وکیل دادگستری - نام محفوظ


 * این متن  در فاصله انتشار خبر ارسال لایحه اصلاحی به شورای نگهبان و قبل از اعلام تصویب آن توسط شورای نگهبان و ابلاغ توسط حسن روحانی نگارش یافته است.




حقوق پایمال شده ملت توسط متشرعین - روزی به بهانه نبودن سابقه شرعی و روزی به تمسک عدم منع شرعی