Showing posts with label انتخابات. Show all posts
Showing posts with label انتخابات. Show all posts

Saturday, May 18, 2013

«اصغر فرهادی» ساخت فیلم انتخاباتی را تکذیب کرد

400732 10151578636503954 611962273 n


«اصغر فرهادی» ساخت فیلم تبلیغاتی برای انتخابات ریاست جمهوری را تکذیب کرد.


اخیرا خبرهایی مبنی بر ساخت فیلم «یک نامزد خاص» توسط اصغر فرهادی مطرح شده است که این کارگردان در پیگیری خبرنگار سینمایی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) در کن، از این خبر اظهار تعجب و بی‌اطلاعی کرد.


خبرهای منتشر شده حاکی از این بود که اصغر فرهادی طی روزهای آینده به ایران می‌آید و این فیلم را می‌سازد.


علاوه‌بر این گفته شده «مانی حقیقی» و «پیمان معادی» مشغول کار روی فیلمنامه این مستند انتخاباتی هستند و به محض حضور فرهادی، فیلمبرداری فیلم آغاز خواهد شد.


این کارگردان ایرانی برنده‌ی جایزه‌ی اسکار هم‌اکنون برای نمایش فیلم جدیدش در جشنواره‌ی کن فرانسه به سر می برد.


 


 


منبع: خبرگزاری ایسنا



«اصغر فرهادی» ساخت فیلم انتخاباتی را تکذیب کرد

Friday, May 17, 2013

فیلم نظرسنجی از جوانان داخل ایران: ما در انتخابات شرکت نمیکنیم

فیلم نظرسنجی از جوانان داخل ایران: ما در انتخابات شرکت نمیکنیم



پرواضح است این نظرسنجی تنها منعکس کننده نظرات بخشی از جامعه که تمایل ندارند در انتخابات شرکت کنند و به دلایل مشخص به ندرت در رسانه‌‌های داخل ایران منتشر میشود. تصمیم کسانی‌ که مایل به شرکت در انتخابات هستند محترم است.



منبع: اتحاد انجمنها برای ایران آزاد



فیلم نظرسنجی از جوانان داخل ایران: ما در انتخابات شرکت نمیکنیم

ف.تابان: به جزیی از سناریو «انتخابات مهندسی شده» تبدیل شده ایم!

img 24153 اخبار روز: یازدهمین دوره ی انتخابات ریاست جمهوری در ایران روز ۲۵ خرداد برگزار می شود. انتخاباتی که به نظر می رسد نسبت به همه ی انتخابات پیشین از پیچیدگی ها و شاید حساسیت های بیشتری برخوردار است. اخبار روز پرسش هایی را پیرامون این انتخابات با عده ای از فعالین سیاسی اپوزیسیون مطرح کرده است. در زیر پاسخ های ف. تابان را می خوانید.

تابان عضو سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت) و سردبیر سایت اخبار روز است.


اخبار روز: مهلت ثبت نام انتخابات ریاست جمهوری تمام شده و هاشمی رفسنجانی و اسفندیار مشایی به جمع کاندیداها پیوسته اند. ارزیابی شما از صحنه انتخابات چیست، کدام یک از کاندیداها مطلوب آقای خامنه ای است؟


ف. تابان: علاوه بر این ها که نام بردید بخشی از اپوزیسیون هم به این بازی پیوسته است. من می خواهم به این سوال از همین زاویه پاسخ بدهم. پاسخی که هشداری است به آن بخش از دموکرات هایی که دارند سنگ هاشمی رفسنجانی را به سینه می زند. وقتی به نوع استدلال ها و تبلیغاتی که دائم در حال داغ شدن است نگاه می کنم، بسیار متاسف می شوم. اصلاح طلبان و عده ای از نیروهای اپوزیسیون و حتی چپ ها چنان مشغول ارزیابی از «صحنه» و آرایش مهره ها و خوب و بد کردن کاندیداها و برشمردن مثبت های هاشمی رفسنجانی برای ریاست جمهوری اسلامی هستند که انگار در این انتخابات قرار است واقعا کسی به رای مردم انتخاب شود.

آیا واقعا قرار است کسی به رای مردم انتخاب شود؟!

من اگر بخواهم از «صحنه ی انتخابات» ارزیابی بدهم، این ارزیابی این است که آقای خامنه ای و بیت او تا به حال از همه موفق تر عمل کرده اند و اپوزیسیون دموکرات از همه بدتر. شما شاید هیچ نمونه ی مشابهی را در تاریخ نتوانید پیدا کنید که با رای مردم آن کنند که دیدیم و چهار سال بعد بخشی از اپوزیسیون دوباره با چنین شدت و حدتی مشغول پراکندن این شایعه باشد که گویا قرار است با بسیج مردمی کاندیدای مورد نظر مردم انتخاب شود!

بسیار شنیده ایم که نیروها و ملت هایی هستند که حافظه ی تاریخی خود را از دست می دهند. ما اما حافظه ی تاریخی خود را از دست نداده ایم، حافظه ی همین دیروز و امروز خود را از دست داده ایم. فقط به یک نمونه ی آن اشاره می کنم:

تا همین یکی دو هفته پیش صحبت همه جا از این بود که انتخابات ۹۲ یک انتخابات مهندسی شده خواهد بود. آیا شما امروز می توانید از اصلاح طلبان و اپوزیسیون مدافع هاشمی رفسنجانی در این مورد چیزی بشنوید؟ نه، نمی توانید. این شعار و در واقع ارزیابی فراموش شده است. زیرا نمی شود هم از مهندسی انتخابات صحبت کرد و هم در این سناریویی که هاشمی رفسنجانی کلید زده است نقش بازی کرد. این موضوع هم مثل موضوع های دیگر فراموش شده است. یعنی تقلب انتخاباتی چهار سال پیش، میرحسین موسوی و کروبی و زهرا رهنورد و دیگرانی که در حبس هستند، کسانی که در پی رای خود کشته شدند… همه ی این ها فراموش شده و مساله ی این انتخابات تبدیل شده است به این که «هاشمی بیاید…»

این وضع اصلاح طلبان و بخش بزرگی از اپوزیسیون ماست. اصلاح طلبان و اپوزیسیونی که به هیچ شعاری پای بند و متعهد نیستند. شما اگر جنبش های آزادی خواهانه ی کشورهای دیگر را مطالعه کنید می بیند که در هر جنبشی هدفی را پیش روی خود گذاشتند و ایستادند تا به آن برسند. در آفریقای جنوبی گفتند آپارتاید باید برود، در هند گفتند استعمار برود، نزدیکترش در مصر گفتند مبارک برود. ایستادند تا خواستشان متحقق شد. اصلاح طلبان ما حتی یک سال روی شعار خود نمی ایستند. هر روز یک قدم عقب می روند. از آن انتخابات تا این انتخابات، تقلب و مهندسی و «یا حسین میرحسین»، همه فراموش شده اند. آن ها تا وقتی خوب بودند که «نقد» بودند. حالا که قرار است هاشمی رفسنجانی در قالب ناجی ملت روانه ی بازار شود، همه ی این ها فراموش شده اند.

من بسیار متاسفم که می خواهم این را بگویم. اما واقعیت جز این نیست که اصلاح طلبان و اپوزیسیون نزدیک به آن در این انتخابات مهندسی شده دارند همان نقشی را بازی می کنند که «مهندسان انتخابات» برای آن ها در نظر گرفته بودند.


اخبار روز: چگونه می توان بر روند جاری انتخابات ریاست جمهوری تاثیر گذاشت؟


ف. تابان: این حرف ها را که می زنیم بلافاصله ما را در برابر این پرسش قرار می دهند که: راه حل چیست؟ من نمی توانم در این وضعیت که ایجاد شده است از یک راه حل کوتاه مدت، فوری و اثربخش حرف بزنم. خیال هم نمی کنم که راه حل، هاشمی رفسنجانی باشد. راه حل در ابعاد کمی درازمدت تر این است که اپوزیسیون روی شعارهای عمده ی خود باقی بماند و انتخابات به انتخابات خواست های خود را کوچکتر و حقیرتر نکند. «کف مطالبات» ما به سرعت حیرت انگیزی دارد سقوط می کند. از خاتمی و موسوی شروع شده است و به هاشمی رفسنجانی رسیده است. با این سیاست و این روند، چهار سال دیگر «کف مطالبات» ما حول و حوش محمدباقر قالیباف خواهد چرخید و شاید چهارسال های بعدی به قول دوستی کف مطالباتمان بشود «علی فلاحیان». هیچ بعید نیست. جمهوری اسلامی می تواند کسی را از آستین بیرون بیاورد که از علی فلاحیان بدتر باشد و ما را به بالا آوردن او راضی کند.

در چنین فضایی از کدام راه حل می توان سخن گفت؟

اما ما می توانستیم به جای این که بازیگر این انتخابات مهندسی شده بشویم، طور دیگری عمل کنیم. یعنی متحدا شرط هر گونه مداخله در انتخابات را آزادی میرحسین موسوی و کروبی و دیگر زندانیان سیاسی و رسیدگی به حساب باز انتخابات چهار سال پیش قرار دهیم. ما نمی بایست چشم خود را بر آن تقلب بزرگ و جنایت های بعدی ببندیم. اما ما داریم طوری بازی می کنیم که آقای خامنه ای مطمئن باشد اگر این بار هم میلیون میلیون رای های مردم را بخورد و معترضین را بکشد، باز در انتخابات چهار سال بعد ما با جدیت حاضریم و به کمتر از آقای رفسنجانی هم رضایت خواهیم داد!

رفتار ما دیکتاتور را به حد غیرقابل باوری گستاخ کرده است!


اخبار روز: یکی از اهداف رهبری حکومت سوءاستفاده از میزان بالای مشارکت مردم در جهت پیشبرد سیاست های مورد نظر خود در عرصه داخلی و مناسبات بین المللی و همین طور ایجاد دولت مطیع ولی فقیه می باشد. این هدف را چگونه می توان خنثی کرد و روند انتخابات را درجهت خواست مردم سمت داد؟


ف. تابان: ما باید این را اساس تحلیل های خود قرار بدهیم که آقای خامنه ای و بیت او نه با مغز ما فکر می کنند و نه نگاهشان به کشور و مشکلات آن و دنیا مثل نگاه ماست. آقای خامنه ای برای این انتخابات دو مساله ی مهم دارد. او خواهان آن است که یک مشارکت کلان برای این انتخابات فراهم کند. او فکر می کند با این مشارکت کلان حکومتش را برای چهار سال دیگر بیمه می کند و در برابر آمریکا و جهان خارج پایه های رژیم قرص خواهد شد.

خواست دوم او این است که از این انتخابات یک دولت مطیع بیرون بیاید. آقای خامنه ای تحلیل خودش را دارد. او گرفتاری ها و مشکلات خود را در این می بیند که نهادهای نظام با هم سر سازگاری ندارند و در حال جنگند و یکدیگر را افشا و تضعیف می کنند و به اتوریته او لطمه می زنند. او فکر می کند اگر دولت مطیع او باشد، مجلس هم که مطیع او هست، چهل میلیون رای هم که به حساب او قرار است ریخته شود. پس این همه، اسباب بزرگی را تا چهار سال دیگر فراهم می آورد.

مهندسی انتخابات یعنی این. یعنی تامین این دو هدف. هدف اول در حال تحقق است و اصلاح طلبان و اپوزیسیون طرفدار هاشمی نقشی را که در این سناریو برای آن ها درنظر گرفته شده است دارند تمام و کمال بازی می کنند. در مورد هدف دوم هم به نظر من تصمیم های کلی گرفته شده است. محال است آن ها بعد از آن تقلب انتخاباتی و کشت و کشتاری که راه انداختند و آبرویی که از خود ریختند، دوباره بیایند و دولت را دست کسانی بدهند که ساز مخالف می زنند.


اخبار روز: این تحلیل قدرت حکومت را مطلق نمی کند؟


ف. تابان: تا وقتی که اپوزیسیون موثر در جامعه ی ما چنین بی اراده است و به سادگی به جزیی از سناریو حکومت تبدیل می شود، طبعا حکومت قدر قدرت است. اپوزیسیون می توانست حداقل تکه هایی از این بازی را بر هم بزند، اما او الان به جزیی از بازی تبدیل شده است. بنابر این جه کس می تواند قدر قدرتی حکومت را در این شرایط تهدید کند؟


اخبار روز: خواست های مردم از این انتخابات چیست؟


ف. تابان: در این مورد سخن بسیار گفته شده است. مردم ایران را به جایی رسانده اند که دیگر صحبت از خواست ها هم کمی بلندپروازی است. به نظر می آید مردم به این راضی اند که کمی از فشارها برداشته شود. اگر غیر از این بود که هاشمی رفسنحانی ناجی و قهرمان نمی شد.

اما خواست ها از آسمان نمی ایند. یک اپوزیسیون یک دست، متحد و قوی می تواند، مطالباتی را مطرح و به مطالبات جامعه تبدیل کند. از این نظر من این پرسش را این طور تغییر می دهم که خواست های اپوزیسیون دموکرات در این انتخابات چه می توانست باشد و به آن به آین صورت پاسخ می دهم:

آزادی میرحسین موسوی، مهدی کروبی، زهرا رهنورد و دیگر زندانیان سیاسی،

نظارت بین المللی برای جلوگیری از تقلب در انتخابات

رسیدگی به خواست های خانواده های کشته شدگان و جان باختگان جنبش سبز.

جنبش سبز و نیروهای اپوزیسیون اگر با این مطالبات وارد انتخابات می شدند، سناریوی حکومتی را بر هم می زدند و اگر با این خواست ها پشت در انتخابات می ماندند، نیروی دوباره ای در کالبد جنبش سبز می دمیدند. دست کم نشان می دادند که به آرمان های خود وفادارند و برتری اخلاقی خود بر حکومت را تامین و تحکیم می کردند. ما نباید فراموش کنیم که در یک دید بلندمدت تر راه حل «جنبش سبز» است و نه این یا آن شخصیتی که خود جزیی از مشکل است.



ف.تابان: به جزیی از سناریو «انتخابات مهندسی شده» تبدیل شده ایم!

این روزهای دلمردگی - محمد نوریزاد

Nurizad Letters


انتخابات پیش روی، با همه ی هیاهویی که درمسیر”حماسه” بدان دچارخواهد شد، با من نسبتی برقرارنمی کند. یعنی راستش را بخواهید بجزیکی دوبار با هیچ انتخاباتی “حال” نکرده ام. چرا که انتخابات های اسلامی را درخت خشکی می بینم که ازآن رخت ولباس وپارچه های رنگین آویخته اند. بقصد فریب. نه فریبی پیچیده درهزار ترفند مکارانه. بل آشکار ودم دست. فریبی ازجنس خرکردن مردم. آشکارا.


این روزهای دلمردگی من به آن سه یار دربند مربوط نیست. که درکلاف بی ادبیِ اسلامی گرفتارند. بل به همین توهینی مربوط است که به عقل مردم وبه فهم مردم می شود. که یعنی استحقاق شما مردم همین است که نفهمید. ونمی فهمید.


افسوس وبهت دیگرمن به این است که چرخ روزگار، اوضاع اسفبارما را بکجا کشانده که : فردی دراندازه ی بی اندازگیِ مشایی، جرأت پیدا کرده وبرای بلعیدن جایگاه ریاست جمهوری به میدان آمده وبرای همه خط ونشان نیزمی کشد.


دیشب دانستم که در روز ثبت نام مشایی، مأموران موظف، با فریفتن وبا این وعده که: بیایید برویم کارشما را راه بیندازیم، هنرمند گرانمایه آقای عزت الله انتظامی را که برای براه انداختن بنیاد انتظامی ازدولت درخواستی داشته، برداشته و به پاستور وازآنجا به محل ثبت نام در وزارت کشور برده اند تا ازشهرت او خرج مشایی کنند.


بله دوستان، راز دلمردگی این روزهای ما به این است که جماعتی سالهاست کمربه فریب مردم بسته اند وازفهم آنان نیز هراسی ندارند. وقتی حضرت آقا فرموده اند: حماسه، مگرمی شود به کمترازآن رضایت داد؟


کجایی نخبگیِ فرومرده دراین سرزمین اساطیری؟ کجایی داد ودانش ومهر؟ من شرموک نگاه تاریخیانم. که فردا برما چه ها که نخواهند بارید. وما را با چه الفاظی که شماتت نخواهند کرد.


مشکل ما می دانید کجاست دوستان؟ وقتی دست جماعتی به خون بی گناهان آلوده شد، ازقرآن هم که لباس بپوشند و درهرکلام وسخن شان حکمت برآورند، نکبت و فریبشان رنج آورتر ودل آشوب ترخواهد بود.


امروز تصویری دیدم از کشتار درسوریه. جوانی عبوس قلب یکی را بیرون آورده بود وبه دندان می کشید. ومن، بچشم خود دیدم که دست آن جوان، دست حاکمان جمهوری اسلامی ایران است. وآن دندانهای تیز نیز. وبعد، به این اندیشیدم که: وقتی ما با این همه درماندگی ها وفرومایگی ها وگرفتاری های پیچ درپیچ داخلی، مثل گزمه های مسلح درافغانستان ولبنان وسوریه ودرهرکجا ظاهر می شویم واسمش را ضرورتهای اسلامی می گذاریم، ازکجا معلوم اگرسری درمیان سرها درآورده بودیم، نسل بشریت را به مکنونات اسلامی خویش موکول ومتوقف نمی کردیم؟


کجایی سعدی گرانمایه که فرمودی:

گربه ی مسکین اگرپر داشتی / تخم گنجشک ازجهان برداشتی


محمد نوری زاد بیست وششم اردیبهشت سال نود ودو



منبع: وب سایت رسمی‌ محمد نوریزاد



این روزهای دلمردگی - محمد نوریزاد

Monday, May 13, 2013

انتخابات: کاندیداها، رای باطله، تحریم فعال

برنامه افق درباره انتخابات، احتمال تایید یا رد صلاحیت هاشمی رفسنجانی، دلیل ثبت نام هاشمی و واکنش خامنه ای، اصولگرایان و اصلاح طلبان، احمدی نژاد همراه مشایی در هنگام ثبت نام، قابلیت رفسنجانی برای بهبود وضعیت فعلی ایران و فرصتی برای جناح های دیگر. با عمار ملکی، بابک داد و مهدی فتاپور.



 


بابک داد: تصمیم نهایی شرکت یا تحریم انتخابات با خود مردم ایران است. اما آقای هاشمی ناجی نظام است نه ناجی ملت. گرانی ناشی از تحریمها بر سر برنامه هسته ای و فشار اقتصادی کمتر نخواهد شد. این را یادمان باشد که خانم عفت مرعشی همسر آقای رفسنجانی درباره انتخابات به درستی گفت: “انتخاباتی در کار نیست. آراء مردم را نمی شمارند!” هاشمی با اشاره از بیت رهبری ثبت نام کرد و با اشاره ای از سوی بیت انصراف می دهد یا در برابر تقلبهای حتمی نظام “خاموش” خواهد شد و کار را به خدا واگذار می کند. برنامه افق امشب دوشنبه درباره انتخابات است. تقدیم به نامزدهای معترض و تمامی قربانیان و هزینه دادگان انتخابات قبل.


 


 



انتخابات: کاندیداها، رای باطله، تحریم فعال

انتخابات: کاندیداها، رای باطله، تحریم فعال

برنامه افق درباره انتخابات، احتمال تایید یا رد صلاحیت هاشمی رفسنجانی، دلیل ثبت نام هاشمی و واکنش خامنه ای، اصولگرایان و اصلاح طلبان، احمدی نژاد همراه مشایی در هنگام ثبت نام، قابلیت رفسنجانی برای بهبود وضعیت فعلی ایران و فرصتی برای جناح های دیگر. با عمار ملکی، بابک داد و مهدی فتاپور.



 


بابک داد: تصمیم نهایی شرکت یا تحریم انتخابات با خود مردم ایران است. اما آقای هاشمی ناجی نظام است نه ناجی ملت. گرانی ناشی از تحریمها بر سر برنامه هسته ای و فشار اقتصادی کمتر نخواهد شد. این را یادمان باشد که خانم عفت مرعشی همسر آقای رفسنجانی درباره انتخابات به درستی گفت: “انتخاباتی در کار نیست. آراء مردم را نمی شمارند!” هاشمی با اشاره از بیت رهبری ثبت نام کرد و با اشاره ای از سوی بیت انصراف می دهد یا در برابر تقلبهای حتمی نظام “خاموش” خواهد شد و کار را به خدا واگذار می کند. برنامه افق امشب دوشنبه درباره انتخابات است. تقدیم به نامزدهای معترض و تمامی قربانیان و هزینه دادگان انتخابات قبل.


 


 



انتخابات: کاندیداها، رای باطله، تحریم فعال

Thursday, May 9, 2013

سوال یک دانشجواز قالیباف برای چه با ماشین شهرداری برای تبلیغات ریاست جمهوری آمدید؟ (ویدئو)


یک دانشجو: وجود ماشین‌های شهرداری برای آمدن شما هم اکنون در دانشگاه را چگونه توجیه می‌کنید؟


قالیباف: … من نمیدونم … به هر حال من شهردار هستم با ماشینی که میام مال شهرداریست دیگه … سوال جدی بپرسید



سوال یک دانشجواز قالیباف برای چه با ماشین شهرداری برای تبلیغات ریاست جمهوری آمدید؟ (ویدئو)

Friday, May 3, 2013

واشنگتن پست: جای خالی جنبش اعتراضی ایران در انتخابات ژوئن


tehran




در حالی که ایران آماده انتخاب رییس‌جمهوری جدید می‌شود، به نظر می‌رسد نیرویی که چهار سال پیش باعث تظاهرات اعتراضی به دلیل انتخاب مجدد محمود احمدی‌نژاد به ریاست‌جمهوی شد، در پی سرکوب شدید، از میان رفته است.


دو رهبر جنبش اعتراضی، میرحسین موسوی و مهدی کروبی، از سال ۲۰۱۱ در حبس خانگی هستند و بسیاری از رهبران دانشجویان یا فعالانی که قادر به سازمان‌دهی بودند، یا در زندان هستند یا در خارج از کشور زندگی می‌کنند؛ آن‌‌ها اکنون از زندگی روزانه مردم که بیشتر متمرکز بر مشکلات اقتصادی است، حذف شده‌اند. مساله‌ای که شباهتی با درگیری‌های چهار سال پیش ندارد.


در حالی که فعالان خارج از کشور همچنان برای تغییر در ایران تلاش می‌کنند، در داخل کشور نشانه‌ای از افرادی که اعتراضات را سازمان‌دهی می‌کردند، وجود ندارد. اکنون همچنین شک و تردیدهای روزافزونی پیرامون این‌که آیا اصلاح‌طلبان با حضور سیدمحمد خاتمی، رییس جمهور پیشین، در انتخابات حاضر باشند یا خیر، وجود دارد.


یک زبان‌شناس ۲۶ ساله که در سال ۲۰۰۹ دانشجوی کارشناسی ارشد بود و در تظاهرات نیز حضور داشت، می‌گوید: «ایرانیان، مردمی هستند که نیاز به رهبر دارند و در حال حاضر مخالفان دولت، شخصی را برای رهبری ندارند.»


مانند دیگر افرادی که در این مقاله با آن‌ها مصاحبه شده، این زبان‌شناس نیز به دلیل ترس از واکنش دولت به مصاحبه با یک روزنامه آمریکایی پیرامون چنین موضوع حساسی، تنها به شرط ناشناس ماندن حاضر به گفت‌وگو شد.


انتخابات ۱۴ ژوئن برگزار خواهد شد، با این وجود کمتر نشانه‌ای از هیجان و انتظار برای تغییر وجود دارد؛ مساله‌ای که محرک صدها هزار ایرانی معترض در خیابان‌ها برای به چالش کشیدن حکومت بود. آن‌ها معتقد بودند که احمدی‌نژاد با تقلب در انتخابات پیروز شده است.


در برخی موارد، اکنون این احمدی‌نژاد است که روحانیون حاکم را به چالش کشیده است. با این حال انتخابات در مسیری جریان دارد که به نظر نمی‌رسد کاندیدایی وجود داشته باشد که رهبران محافظه‌کار را به دردسر بیندازد.


کمپین‌های انتخاباتی در ایران، معمولا جمع و جور و کوچک هستند. اما معمولا در هفته‌های پایانی، نزاع‌ها افزایش پیدا می‌کند و نامزدهای انتخابات در فاصله یک ماهه، به شهرهای مختلف سفر می‌کنند.


در ماه‌های منتهی به انتخابات ۲۰۰۹ فضای انتخابات سرذ بود، تا زمانی که مناظره‌های تلویزیونی میان کاندیداها برگزار شد – که در آن نامزدهای مختلف یکدیگر را به خیانت و فساد اقتصادی متهم کردند – این موضوع فضایی را ایجاد کرد تا ایرانیان به بحث درباره مسایلی بپردازند که سال‌ها برای آن‌ها تابو بود. همین مساله راه را برای جنبش اعتراضی بعد از انتخابات باز کرد. جنبشی که به گفته‌ی برخی از حاضران آن، هرگز اهداف مشخصی را دنبال نمی‌کرد.


چهار کاندیدای آن انتخابات همگی به جمهوری اسلامی تعلق خاطر داشتند، گرچه میزان این تعلق خاطر در میان آن‌ها، درجه‌های متفاوتی داشت.


احمدی‌نژاد، رییس‌جمهور کنونی، حمایت سپاه پاسداران، و همچنین برخی روحانیان کلیدی در حکومت، نظیر آیت‌الله خامنه‌ای رهبر جهوری اسلامی را با خود داشت. دیگر کاندیدای محافظه‌کار، محسن رضایی، ۱۶ سال – از جمله در زمان جنگ ایران و عراق، فرمانده سپاه پاسداران بود.


دو کاندیدای دیگر که پس از انتخابات در قامت نیروهای اپوزیسیون ظاهر شدند، میرحسین موسوی، که هشت سال نخست وزیر بود، و مهدی کروبی روحانی ۷۰ ساله‌ای که برای دو دوره رییس مجلس بود. این دو از حمایت ایرانیانی برخوردار بودند که معتقد بودند احمدی‌نژاد در دوره اول ریاست‌جمهوری خود تصویر ایران در اذهان عمومی جهانیان را خدشه‌دار کرده و کشور را از نظر اقتصادی و سیاسی، ایزوله کرده است.


گرچه این دو به عنوان اصلاح‌طلب شناخته می‌شدند، اما هیچ‌گاه مشروعیت جمهوری اسلامی را زیر سوال نبردند – حتی پس از آن‌که اعلام کردند در انتخابات تقلب شده است – همین مساله باعث شد که با وجود پیوستن بسیاری از مردم به جنبش اعتراضی آن‌ها، اراده آن‌ها برای تغییر، واقعی به نظر نرسد.


تابستانِ مملو از نارضایتی، پس از اعلام پیروزی احمدی‌نژاد در انتخابات، با تظاهراتی مسالمت‌آمیز و در سکوت آغاز شد. این تظاهرات توسط نیروهای لباس شخصی حکومت – که با عنوان بسیج شناخته می‌شوند – سرکوب شد.


این آشوب‌ها باعث کشته شدن ده‌ها تن از ایرانیان و مجروح و زندانی شدن هزاران تن شد.


در پایان تابستان ۲۰۰۹ ایرانیان بسیاری که دراعتراض‌ها حضور داشتند، از هر فرصتی برای ترک کشور استفاده کردند. تعداد کمی از آن‌ها به کشور بازگشتند و بقیه تلاش‌های خود را در خارج از کشور برای تغییر در ایران ادامه دادند.


ایرانیانی که پس از اعتراض‌های سال ۲۰۰۹ – که به عنوانجنبش سبز شناخته می‌شد – در کشور ماندند، شامل دو گروه متفاوت از هم بودند. کسانی که معتقد به تقلب در انتخابات بودند و افرادی که عقیده داشتند عمر جمهوری اسلامی به پایان رسیده است.


عباس، شاعری که اکنون یکی از صدها دلال بازار غیررسمی ارز در تهران است، می‌گوید: «واقعا نمی‌توان گفت که آن اعتراضات یک جنبش بود، چون هر یک از ما خواسته‌های متفاوتی داشتیم. وقتی در برنامه‌هایماهواره‌ای می‌دیدم که چگونه برخی افراد به نام جنبش سبز علیه جمهوری اسلامی صحبت می‌کنند، متوجه شدم که آن‌ها چقدر از وضعیت داخل کشور بی‌خبرند.»


عباس گفت که یکی از برادران او به دلیل داشتن عقاید سیاسی چپ در زندان است و برادر دیگرش از اعضای رسمی سپاه پاسداران است. مانند بسیاری از افرادی که برای این مقاله با آن‌ها مصاحبه شده، عباس گفت که دلیل حضورش در اعتراض‌های سال ۲۰۰۹ این بوده که او تصور می‌کرده آن لحظه‌ها، لحظه‌های تاریخی برای کشور هستند.


او اضافه کرد: «در تمام این چهار سال از خودم پرسیده‌ام که آیا این کارها ارزش داشت یا نه.»


افراد دیگر اما می‌گویند که مشتاقانه در انتظار بهانه‌ای هستند تا مجددا در اعتراض‌ها شرکت کنند.


مسعود، مهندس الکترونیکی که در چند انتخابات گذشته از اصلاح‌طلبان حمایت کرده و در سال ۲۰۰۹ به موسوی رای داده است، می‌گوید: «منتظرم تا ببینم که خاتمی به عنوان کاندیدا وارد انتخابات می‌شود یا خیر.»


* از: جیسون رضاییان / در: واشنگتن پست / مترجم: زهرا علی پور -  ایران در جهان




واشنگتن پست: جای خالی جنبش اعتراضی ایران در انتخابات ژوئن