Showing posts with label هاشمی رفسنجانی. Show all posts
Showing posts with label هاشمی رفسنجانی. Show all posts

Saturday, May 18, 2013

زیباکلام (اردیبهشت ۱۳۹۱): خاتمی و اصلاح طلبان از قالیباف حمایت کنند؛ رئیس جمهور شدنش به نفع دموکراسی است

صادق زیبا کلام اگر جدا از نامزدهای اصولگرا، آقای محمدباقر قالیباف، شهردار تهران هم وارد صحنه انتخابات شود . من معتقدم که اصلاح‌طلبان باید یک مقداری غرور و احساساتشان را زیر پا بگذارند و یک تصمیم بسیار سخت، اما تصمیمی که منفعت زیادی برای اصلاحات در ایران خواهد داشت، بگیرند و آن این است که همه اصلاح‌طلبان باید بیایند و از آقای قالیباف حمایت کنند، یعنی آقای عارف رسماً اعلام کند و از رأی دهندگان اصلاح‌طلب بخواهد که به آقای قالیباف رأی بدهند.


دکتر صادق زیبا کلام در گفتگویی که سایت رجا آن را  ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۱ منتشر کرد  به بررسی چگونگی فعالیت اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم پرداخته بود:

نکات مهم این گفت و گو را می خوانید.


* من معتقدم این یک نفر و این یک نامزد یا بهترین گزینه آقای دکتر محمدرضا عارف است. عارف هم شانس این‌که تأیید صلاحیت بشود دارد و هم یک چهره نزدیک به آقای خاتمی ، به عنوان رهبر اصلاح‌طلبان است و هم سابقه کار اجرایی دارد و هم در مجموع یک اصلاح‌طلب میانه‌روست، یعنی ایشان نه‌تنها مورد تأیید اصلاح‌طلبان است، بلکه مورد تأیید آقای هاشمی رفسنجانی هم هست، چون می‌دانیم که در زمان آقای هاشمی رفسنجانی، آقای هاشمی ایشان را به ریاست دانشگاه تهران منصوب کرده بودند.


*اگر جدا از نامزدهای اصولگرا، آقای محمدباقر قالیباف، شهردار تهران هم وارد صحنه انتخابات شود . من معتقدم که اصلاح‌طلبان باید یک مقداری غرور و احساساتشان را زیر پا بگذارند و یک تصمیم بسیار سخت، اما تصمیمی که منفعت زیادی برای اصلاحات در ایران خواهد داشت، بگیرند و آن این است که همه اصلاح‌طلبان باید بیایند و از آقای قالیباف حمایت کنند، یعنی آقای عارف رسماً اعلام کند و از رأی دهندگان اصلاح‌طلب بخواهد که به آقای قالیباف رأی بدهند.


*اجماع اصلاح‌طلبان باید بیاید و پشت قالیباف قرار بگیرد. دلیلش هم خیلی ساده و روشن است. خدمتی که قالیباف می‌تواند برای امیال و آرزوهای اصلاح‌طلبان انجام بدهد، در چهار سال ریاست جمهوری‌اش از تیر ماه ۹۲ به بعد، یک‌دهم و یک‌صدمش را یک رئیس‌جمهور اصلاح‌طلب نمی‌تواند انجام بدهد؛ یعنی آقای عارف بسیار رئیس‌جمهور ایده‌آلی برای اصلاح‌طلبان خواهد بود، ولی سئوال اساسی این است که رئیس‌جمهوری به نام محمدرضا عارف چقدر می‌تواند در جهت اصلاحات گام بردارد و رئیس‌جمهوری به نام محمدباقر قالیباف چقدر می‌تواند برای اصلاحات و اصلاح‌طلبی گام بردارد؟ نباید تردیدی به خودمان بدهیم که آقای قالیباف از قدرت بسیار بیشتری از آقای عارف برخوردار خواهد شد.


*اگر آقای محسن رضایی رئیس‌جمهور شود ، چقدر می‌تواند به روند اصلاحات ، روند دموکراسی، روند گسترش و تأمین حقوق شهروندی کمک کند؟ و آقای قالیباف چقدر می‌تواند کمک کند؟ من تردیدی ندارم که قالیباف خیلی بیشتر از رئیس‌جمهوری به نام محسن رضایی می‌تواند در جهت تحقق دموکراسی در ایران گام بردارد. بنابراین به‌جای رفتن به دنبال فرمول‌ها و تئوری‌هایی که خیلی به نفع اصلاح‌طلب‌ها نیست، ما باید به نفع راه‌حل و فرمولی عمل کنیم که هدف اصلی اصلاح‌طلبان را که تأمین دموکراسی در ایران است، برآورده کند.


* اگر آقای قالیباف مورد حمایت اصلاح‌طلبان قرار بگیرد و اگر اصلاح‌طلبان به نفع آقای قالیباف تبلیغات گسترده کنند و به مردم و کسانی که رأی‌دهندگان بالقوه اصلاح‌طلبان هستند نشان بدهند که چرا ما باید از قالیباف حمایت کنیم، بله، به نظر من آقای قالیباف به‌راحتی هر نامزد اصولگرایی را شکست می‌دهد و هیچ شانسی برای اصولگرایان باقی نمی‌گذارند.


*قالیباف شخصیت مستقلی است و کارنامه ایشان در شهرداری، کارنامه بسیار موفقی بوده است.  دست‌کم من تا الان از او نظرات تنگ‌نظرانه و نظراتی که مغایر با دموکراسی‌خواهی باشد، ندیده‌ام. در زمانی که ایشان رئیس پلیس بود، پلیس را به صورت یک عامل سرکوب درنیاورده بود و به نظر من ما باید واقعیات را در نظر بگیریم. همین چند نکته ساده کافی است که در بین نامزدهای دیگری که هستند، بیاییم و از آقای قالیباف حمایت کنیم.


* آقای خاتمی هم باید بیایند و برای در نظر گرفتن کمک به اصلاحات از آقای قالیباف حمایت کنند.



زیباکلام (اردیبهشت ۱۳۹۱): خاتمی و اصلاح طلبان از قالیباف حمایت کنند؛ رئیس جمهور شدنش به نفع دموکراسی است

Friday, May 17, 2013

ف.تابان: به جزیی از سناریو «انتخابات مهندسی شده» تبدیل شده ایم!

img 24153 اخبار روز: یازدهمین دوره ی انتخابات ریاست جمهوری در ایران روز ۲۵ خرداد برگزار می شود. انتخاباتی که به نظر می رسد نسبت به همه ی انتخابات پیشین از پیچیدگی ها و شاید حساسیت های بیشتری برخوردار است. اخبار روز پرسش هایی را پیرامون این انتخابات با عده ای از فعالین سیاسی اپوزیسیون مطرح کرده است. در زیر پاسخ های ف. تابان را می خوانید.

تابان عضو سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت) و سردبیر سایت اخبار روز است.


اخبار روز: مهلت ثبت نام انتخابات ریاست جمهوری تمام شده و هاشمی رفسنجانی و اسفندیار مشایی به جمع کاندیداها پیوسته اند. ارزیابی شما از صحنه انتخابات چیست، کدام یک از کاندیداها مطلوب آقای خامنه ای است؟


ف. تابان: علاوه بر این ها که نام بردید بخشی از اپوزیسیون هم به این بازی پیوسته است. من می خواهم به این سوال از همین زاویه پاسخ بدهم. پاسخی که هشداری است به آن بخش از دموکرات هایی که دارند سنگ هاشمی رفسنجانی را به سینه می زند. وقتی به نوع استدلال ها و تبلیغاتی که دائم در حال داغ شدن است نگاه می کنم، بسیار متاسف می شوم. اصلاح طلبان و عده ای از نیروهای اپوزیسیون و حتی چپ ها چنان مشغول ارزیابی از «صحنه» و آرایش مهره ها و خوب و بد کردن کاندیداها و برشمردن مثبت های هاشمی رفسنجانی برای ریاست جمهوری اسلامی هستند که انگار در این انتخابات قرار است واقعا کسی به رای مردم انتخاب شود.

آیا واقعا قرار است کسی به رای مردم انتخاب شود؟!

من اگر بخواهم از «صحنه ی انتخابات» ارزیابی بدهم، این ارزیابی این است که آقای خامنه ای و بیت او تا به حال از همه موفق تر عمل کرده اند و اپوزیسیون دموکرات از همه بدتر. شما شاید هیچ نمونه ی مشابهی را در تاریخ نتوانید پیدا کنید که با رای مردم آن کنند که دیدیم و چهار سال بعد بخشی از اپوزیسیون دوباره با چنین شدت و حدتی مشغول پراکندن این شایعه باشد که گویا قرار است با بسیج مردمی کاندیدای مورد نظر مردم انتخاب شود!

بسیار شنیده ایم که نیروها و ملت هایی هستند که حافظه ی تاریخی خود را از دست می دهند. ما اما حافظه ی تاریخی خود را از دست نداده ایم، حافظه ی همین دیروز و امروز خود را از دست داده ایم. فقط به یک نمونه ی آن اشاره می کنم:

تا همین یکی دو هفته پیش صحبت همه جا از این بود که انتخابات ۹۲ یک انتخابات مهندسی شده خواهد بود. آیا شما امروز می توانید از اصلاح طلبان و اپوزیسیون مدافع هاشمی رفسنجانی در این مورد چیزی بشنوید؟ نه، نمی توانید. این شعار و در واقع ارزیابی فراموش شده است. زیرا نمی شود هم از مهندسی انتخابات صحبت کرد و هم در این سناریویی که هاشمی رفسنجانی کلید زده است نقش بازی کرد. این موضوع هم مثل موضوع های دیگر فراموش شده است. یعنی تقلب انتخاباتی چهار سال پیش، میرحسین موسوی و کروبی و زهرا رهنورد و دیگرانی که در حبس هستند، کسانی که در پی رای خود کشته شدند… همه ی این ها فراموش شده و مساله ی این انتخابات تبدیل شده است به این که «هاشمی بیاید…»

این وضع اصلاح طلبان و بخش بزرگی از اپوزیسیون ماست. اصلاح طلبان و اپوزیسیونی که به هیچ شعاری پای بند و متعهد نیستند. شما اگر جنبش های آزادی خواهانه ی کشورهای دیگر را مطالعه کنید می بیند که در هر جنبشی هدفی را پیش روی خود گذاشتند و ایستادند تا به آن برسند. در آفریقای جنوبی گفتند آپارتاید باید برود، در هند گفتند استعمار برود، نزدیکترش در مصر گفتند مبارک برود. ایستادند تا خواستشان متحقق شد. اصلاح طلبان ما حتی یک سال روی شعار خود نمی ایستند. هر روز یک قدم عقب می روند. از آن انتخابات تا این انتخابات، تقلب و مهندسی و «یا حسین میرحسین»، همه فراموش شده اند. آن ها تا وقتی خوب بودند که «نقد» بودند. حالا که قرار است هاشمی رفسنجانی در قالب ناجی ملت روانه ی بازار شود، همه ی این ها فراموش شده اند.

من بسیار متاسفم که می خواهم این را بگویم. اما واقعیت جز این نیست که اصلاح طلبان و اپوزیسیون نزدیک به آن در این انتخابات مهندسی شده دارند همان نقشی را بازی می کنند که «مهندسان انتخابات» برای آن ها در نظر گرفته بودند.


اخبار روز: چگونه می توان بر روند جاری انتخابات ریاست جمهوری تاثیر گذاشت؟


ف. تابان: این حرف ها را که می زنیم بلافاصله ما را در برابر این پرسش قرار می دهند که: راه حل چیست؟ من نمی توانم در این وضعیت که ایجاد شده است از یک راه حل کوتاه مدت، فوری و اثربخش حرف بزنم. خیال هم نمی کنم که راه حل، هاشمی رفسنجانی باشد. راه حل در ابعاد کمی درازمدت تر این است که اپوزیسیون روی شعارهای عمده ی خود باقی بماند و انتخابات به انتخابات خواست های خود را کوچکتر و حقیرتر نکند. «کف مطالبات» ما به سرعت حیرت انگیزی دارد سقوط می کند. از خاتمی و موسوی شروع شده است و به هاشمی رفسنجانی رسیده است. با این سیاست و این روند، چهار سال دیگر «کف مطالبات» ما حول و حوش محمدباقر قالیباف خواهد چرخید و شاید چهارسال های بعدی به قول دوستی کف مطالباتمان بشود «علی فلاحیان». هیچ بعید نیست. جمهوری اسلامی می تواند کسی را از آستین بیرون بیاورد که از علی فلاحیان بدتر باشد و ما را به بالا آوردن او راضی کند.

در چنین فضایی از کدام راه حل می توان سخن گفت؟

اما ما می توانستیم به جای این که بازیگر این انتخابات مهندسی شده بشویم، طور دیگری عمل کنیم. یعنی متحدا شرط هر گونه مداخله در انتخابات را آزادی میرحسین موسوی و کروبی و دیگر زندانیان سیاسی و رسیدگی به حساب باز انتخابات چهار سال پیش قرار دهیم. ما نمی بایست چشم خود را بر آن تقلب بزرگ و جنایت های بعدی ببندیم. اما ما داریم طوری بازی می کنیم که آقای خامنه ای مطمئن باشد اگر این بار هم میلیون میلیون رای های مردم را بخورد و معترضین را بکشد، باز در انتخابات چهار سال بعد ما با جدیت حاضریم و به کمتر از آقای رفسنجانی هم رضایت خواهیم داد!

رفتار ما دیکتاتور را به حد غیرقابل باوری گستاخ کرده است!


اخبار روز: یکی از اهداف رهبری حکومت سوءاستفاده از میزان بالای مشارکت مردم در جهت پیشبرد سیاست های مورد نظر خود در عرصه داخلی و مناسبات بین المللی و همین طور ایجاد دولت مطیع ولی فقیه می باشد. این هدف را چگونه می توان خنثی کرد و روند انتخابات را درجهت خواست مردم سمت داد؟


ف. تابان: ما باید این را اساس تحلیل های خود قرار بدهیم که آقای خامنه ای و بیت او نه با مغز ما فکر می کنند و نه نگاهشان به کشور و مشکلات آن و دنیا مثل نگاه ماست. آقای خامنه ای برای این انتخابات دو مساله ی مهم دارد. او خواهان آن است که یک مشارکت کلان برای این انتخابات فراهم کند. او فکر می کند با این مشارکت کلان حکومتش را برای چهار سال دیگر بیمه می کند و در برابر آمریکا و جهان خارج پایه های رژیم قرص خواهد شد.

خواست دوم او این است که از این انتخابات یک دولت مطیع بیرون بیاید. آقای خامنه ای تحلیل خودش را دارد. او گرفتاری ها و مشکلات خود را در این می بیند که نهادهای نظام با هم سر سازگاری ندارند و در حال جنگند و یکدیگر را افشا و تضعیف می کنند و به اتوریته او لطمه می زنند. او فکر می کند اگر دولت مطیع او باشد، مجلس هم که مطیع او هست، چهل میلیون رای هم که به حساب او قرار است ریخته شود. پس این همه، اسباب بزرگی را تا چهار سال دیگر فراهم می آورد.

مهندسی انتخابات یعنی این. یعنی تامین این دو هدف. هدف اول در حال تحقق است و اصلاح طلبان و اپوزیسیون طرفدار هاشمی نقشی را که در این سناریو برای آن ها درنظر گرفته شده است دارند تمام و کمال بازی می کنند. در مورد هدف دوم هم به نظر من تصمیم های کلی گرفته شده است. محال است آن ها بعد از آن تقلب انتخاباتی و کشت و کشتاری که راه انداختند و آبرویی که از خود ریختند، دوباره بیایند و دولت را دست کسانی بدهند که ساز مخالف می زنند.


اخبار روز: این تحلیل قدرت حکومت را مطلق نمی کند؟


ف. تابان: تا وقتی که اپوزیسیون موثر در جامعه ی ما چنین بی اراده است و به سادگی به جزیی از سناریو حکومت تبدیل می شود، طبعا حکومت قدر قدرت است. اپوزیسیون می توانست حداقل تکه هایی از این بازی را بر هم بزند، اما او الان به جزیی از بازی تبدیل شده است. بنابر این جه کس می تواند قدر قدرتی حکومت را در این شرایط تهدید کند؟


اخبار روز: خواست های مردم از این انتخابات چیست؟


ف. تابان: در این مورد سخن بسیار گفته شده است. مردم ایران را به جایی رسانده اند که دیگر صحبت از خواست ها هم کمی بلندپروازی است. به نظر می آید مردم به این راضی اند که کمی از فشارها برداشته شود. اگر غیر از این بود که هاشمی رفسنحانی ناجی و قهرمان نمی شد.

اما خواست ها از آسمان نمی ایند. یک اپوزیسیون یک دست، متحد و قوی می تواند، مطالباتی را مطرح و به مطالبات جامعه تبدیل کند. از این نظر من این پرسش را این طور تغییر می دهم که خواست های اپوزیسیون دموکرات در این انتخابات چه می توانست باشد و به آن به آین صورت پاسخ می دهم:

آزادی میرحسین موسوی، مهدی کروبی، زهرا رهنورد و دیگر زندانیان سیاسی،

نظارت بین المللی برای جلوگیری از تقلب در انتخابات

رسیدگی به خواست های خانواده های کشته شدگان و جان باختگان جنبش سبز.

جنبش سبز و نیروهای اپوزیسیون اگر با این مطالبات وارد انتخابات می شدند، سناریوی حکومتی را بر هم می زدند و اگر با این خواست ها پشت در انتخابات می ماندند، نیروی دوباره ای در کالبد جنبش سبز می دمیدند. دست کم نشان می دادند که به آرمان های خود وفادارند و برتری اخلاقی خود بر حکومت را تامین و تحکیم می کردند. ما نباید فراموش کنیم که در یک دید بلندمدت تر راه حل «جنبش سبز» است و نه این یا آن شخصیتی که خود جزیی از مشکل است.



ف.تابان: به جزیی از سناریو «انتخابات مهندسی شده» تبدیل شده ایم!

Monday, May 13, 2013

پایان سیاست مردمی؟

رفسنجانی‌


مهلت قانونی ثبتنام نامزدهای ریاست جمهوری در ساعت شش عصر روز شنبه ۲۱ اردیبهشت به پایان رسید و محمد خاتمی به همان ترتیبی که خصوصاً طی هفتۀ اخیر انتظار می‌رفت برای ثبتنام به وزارت کشور نرفت، ولی اکبر هاشمی رفسنجانی در آخرین ساعت به کاروان پرتعداد نامزدهای ثبت نام کرده پیوست. معنای سیاسی نیامدن خاتمی و آمدن هاشمی را دشوار بتوان یکسان ندانست. چهره‌ها و گروه‌های اصلاح‌طلب در فضا می‌پراکنده‌اند که خاتمی در قیاس با هاشمی از توانایی‌های بیشتری برای جذب آرای مردم برخوردار بود. هاشمی، در عوض، برای گذر از مانع شورای نگهبان و متعاقباً چانه‌زنی با قدرت حاکم و بسیج نیرو از بطن هیأت حاکمه و دستگاه‌های عریض و طویلش در قیاس با خاتمی بس کارآمدتر بوده است. و اصلاح‌طلبان از خیر آرای مردمی گذشتند تا چاقوی چانه‌زنی‌شان با دستگاه قدرت حاکم را تیزتر نگه دارند. وجه اشتراک معنای سیاسی نیامدن خاتمی و آمدن رفسنجانی دقیقاً در همین نکته نهفته است:عزم جزم کلیت نیروهای اصلاح‌طلب برای اتکای کمتر بر نیروهای مردمی به منزلۀ نیروی تغییر و متقابلاً تمرکز بیشتر بر چانه‌زنی و بده‌بستان با قدرت حاکم در جهت قبضۀ بخشی از قدرت سیاسی، چرخش نگاه از پایین به بالا، از نیروهای مردمی به نخبگان هیأت حاکمه، از صحنۀ روشن افکار عمومی به دهلیزهای تاریک قدرت سیاسی.


جنبش سبز از فردای ۲۲ خرداد ۸۸ کوشید دقیقاً از این نگاه فراتر رود. وقتی نگذاشتند که جابجایی حتی بخشی از قدرت سیاسی و چرخش حتی بخشی از نخبگان سیاسی با آرای مردم به وقوع بپیوندد، بخش‌های گسترده‌ای از همین مردم گرچه رأی دادن را موجه می‌دانستند، شدند معترضان خیابانی و کوشیدند با فراتر رفتن از کنش رأی دادن و خلق انواع دیگری از مشارکت سیاسی، رأیشان را به توان خویشتن مشروعیت ببخشند. جنبش سبز چهبسا ناخواسته کوشید بازی مشارکتِ سیاسیِ محدود و صوری اما منظم و تکراریِ رأیدادن هر چهار سال یکبار را به انواع پرهزینه‌تر اما مردمی‌تر مشارکت سیاسی عروج دهد.


ورود رفسنجانی به انتخابات البته با نوعی مبارزه‌جویی با خامنه‌ای، سپاه و بخش‌های تندروی هیئت حاکمه همراه است که به همراهی بدنه‌ای مردمی و پایگاه توده‌ای قابل توجه نیاز دارد. هیچ یک از زیرکی‌ها و سیاست‌دانی‌هایی که به رفسنجانی نسبت می‌دهند در سالیان گذشته نتوانسته روند عقب راندن او و همراهانش از قدرت را کند بکند و او این بار هم او نه به پشتوانه روابط مرموزش در شبکه تودرتوی قدرت در جمهوری اسلامی، که با اتکا بر نمایندگی نارضایتی عمومی ممکن است راه به جایی ببرد. اما عاملیت فعال و مشارکت سیاسی گسترده قشرهای مختلف ناراضی با کارزار انتخاباتی در چارچوب جمهوری اسلامی نمی‌خواند. شعار «مرگ بر دیکتاتور»، که نتیجه منطقی «رای من کو» بود، جایی در آن ندارد. حتی خود «رای من کو» هم به دشواری بتواند مجال طرح پیدا کند، که شرکت دوباره در انتخابات پیشاپیش اطلاع از این را که می‌دانیم رای‌هایمان کجا است فرض گرفته است.


رفسنجانی ناگزیر است هواداران خود را به میدان بکشد تا چنگ و دندانی به رقیب نشان دهد و البته ناچار است آنان را به شدت کنترل کند، مبادا از فعالیت‌های انتخاباتی «بوی فتنه» به مشام طرف مقابل بخورد و مجال حضور در آن از اصلاح‌طلبان گرفته شود. رفسنجانی از تغییری بنیادین نخواهد گفت، بلکه منادی اعتدال و بازگشت امور به وضع عادی خودشان خواهد بود؛ شاید برای آزادی بخش‌هایی از زندانیان سیاسی کنونی چانه بزند، اما با اصل زندان سیاسی هیچ مشکلی ندارد؛سیاست رفسنجانی از خیابان نمی‌گذرد، به سرعت از آن رد می‌شود؛ مردم را به صحنه نمی‌کشد، سیاهی‌لشگر می‌خواهد؛ کوتاه آنکه رفسنجانی برای موفقیت به یک جنبش سبز بدون جنبش سبز نیاز دارد.


و در راه ساختن این جنبش بی جنبش باید درباره رفسنجانی دروغ گفت. هر اشاره‌ای به سابقه او، به شیوه سیاست‌ورزی او و به سیاست‌های ویرانگری که بنیاد گذاشته، باید به یک امای بزرگ ختم شود که همه نقاط منفی را در خود حل می‌کند و از رفسنجانی اعاده حیثیت؛ رفسنجانی چه و چه و چه است «اما» تنها او است که اکنون می‌تواند مردم را نجات دهد.نجات از چه؟ از احمدی‌نژاد. و این دومین محور اساسی در عقب‌گردی است که اصلاح‌طلبان به هواداران خود تحمیل می‌کنند، هوادارانی که در جنبش سبز به نقد کلیت جمهوری اسلامی رسیده بودند. مساله دلبستگی به شعارهای تند و تیز نیست؛ اصلاح‌طلبان در نقد احمدی‌نژاد باید او را انحرافی از اصل نظام جلوه دهند و روندهای اساسی دو دهه اخیر را بپوشانند.


قدرت‌گیری فزاینده سپاه به عنوان هیولایی اقتصادی-سیاسی-نظامی-امنیتی زیر چشم‌های رفسنجانی و خاتمی اتفاق افتاد و اصلاح‌طلبان اکنون خود را در موقعیتی نمی‌بینند که از این روند خرده بگیرند. خصوصی‌سازی، حذف سوبسید و تضعیف نیروی کار سیاستی بود که رفسنجانی آغاز کرد، خاتمی زرادخانه ایدئولوژیکش را ساخت و احمدی‌نژاد به انجامش رساند. دردسر جاه‌طلبی هسته‌ای جمهوری اسلامی نیز از دوره رفسنجانی و خاتمی شروع شد، نه احمدی‌نژاد.اما جنبش سبز در کمتر از چند روز پس از تولدش از شخص احمدی‌نژاد، به عنوان کانون نفرت عمومی، گذشت ونقدهایی کلی و ساختاری را پیش کشید، بی‌پروای آن که نقدهایش هزینه‌ای داشته باشند.


هم نیامدن خاتمی و هم آمدن هاشمی در واقع بازتاب سقوطی است در جهت عکس. خاتمی نیامد چون معتقد بود آمدنش هزینه‌زا است، هاشمی آمد فقط به شرط عدم مخالفت مقام رهبری. جنبش سبز نه از هزینه دادن هراسید و نه در پی جلب رضایت رهبر بود. چنین بود که نوع دیگری از مشارکت سیاسی را برگزید، مشارکتی پرهزینه‌تر اما مردمی‌تر. جنبش سبز از رأی دادن فراتر رفت تا به آرای مردمی مشروعیت بخشد. اصلاح‌طلبان می‌کوشند برای رأی دادن مشروعیت‌زایی کنند تا از انواع دیگر مشارکت سیاسی که یه فراتر از مجرای تنگ و بی‌سرانجامِ انتخابات فرامی‌روید مشروعیت‌زدایی کرده باشند. فراخواندن دوباره مردم برای مشارکت انتخاباتی و ریختن آرا به صنوق اصلاح‌طلبان آیا لباس تزویری نیست که بر تن پایان سیاست مردمی کرده‌اند؟


منبع: میخک



پایان سیاست مردمی؟

Tuesday, May 7, 2013

یونسی از «عدم شرکت» هاشمی رفسنجانی در انتخابات خبر داد

hashemi

عکس آرشیوی


در حالی که علی یونسی، وزیر سابق اطلاعات ایران، نامزدی اکبر هاشمی رفسنجانی در یازدهمین انتخابات ریاست جمهوری را منتفی دانسته است، وب‌سایت خبری تابناک نوشت که برخی از نمایندگان مجلس با هدف ممانعت از ورود آقای هاشمی به انتخابات در حال جمع‌آوری امضا هستند.


به گزارش خبرگزاری مهر، علی یونسی که در انتخابات پیش روی از نامزدی حسن روحانی، دبیر سابق شورای امنیت ملی ایران، حمایت می‌کند، روز سه‌شنبه، ۱۷ اردیبهشت، خبر داد که اکبر هاشمی رفسنجانی تصمیم به عدم حضور در این انتخابات گرفته است.


آقای یونسی اظهار داشت: «بنده شب گذشته [دوشنبه] ملاقاتی با هاشمی ‌رفسنجانی داشتم و ایشان بار دیگر تاکید کردند که در انتخابات حضور نخواهند داشت.»


او اما در نهایت تاکید کرد که اگر «بر فرض محال» آقای هاشمی رفسنجانی نامزد این انتخابات بشود، حسن روحانی به نفع او کنار خواهد رفت.


در همین حال بر اساس گزارش روز سه‌شنبه وب‌سایت تابناک، روح‌الله حسینیان و جواد کریمی قدوسی، از نامزدهای محافظه‌کار مجلس شورای اسلامی، نامه‌ای تهیه کرده‌اند که در آن از اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، خواسته شده است در انتخابات ریاست جمهوری پیش روی نامزد نشود.


تابناک می‌نویسد که این نامه لحنی «نصیحت‌گونه همراه با تهدید» دارد و تاکنون نیز به امضای حدود ۳۰ نفر از نمایندگان مجلس رسیده است که بیشتر آنها از جبهه پایداری هستند.


جبهه پایداری انقلاب اسلامی از گروه‌های سیاسی محافظه‌کار تازه‌تاسیس ایران است که اعضای پیشین دولت محمود احمدی‌نژاد معرف آن هستند.


این گروه در یازدهمین انتخابات ریاست جمهوری ایران از نامزدی کامران باقری لنگرانی حمایت می‌کند که در دولت اول آقای احمدی‌نژاد، وزارت بهداشت را در اختیار داشت.


گزارش تابناک توضیح چندانی درباره متن نمایندگان مجلس خطاب به آقای هاشمی رفسنجانی نمی‌دهد و تنها می‌گوید که این نامه اشاراتی به رویدادهای سال ۱۳۸۸ ایران دارد.


سال ۱۳۸۸، تهران و چند شهر بزرگ ایران شاهد اعتراضات گسترده‌ای بود که میرحسین موسوی و مهدی کروبی آن را رهبری می‌کردند.


دلیل این اعتراضات، انتخابات ریاست جمهوری دهم بود که به پیروزی محمود احمدی‌نژاد انجامید، در حالی که معترضان آقای احمدی‌نژاد را به «تقلب» و «دست‌کاری در آرا» متهم می‌کردند.


اما آن‌ چه اکبر هاشمی رفسنجانی را به رویدادهای سال ۱۳۸۸ پیوند می‌زند، انتقادات صریح او از شرایط کشور و دولت محمود احمدی‌نژاد و تاکید او بر آزادی فعالان سیاسی بود که پس از انتخابات ریاست جمهوری به زندان افتادند.


آقای هاشمی رفسنجانی اکنون بر سر دو راهی حضور یا عدم حضور در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم قرار دارد؛ در حالی که محافظه‌کاران حامی آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، او را از نامزدی در انتخابات برحذر می‌دارند، در جبهه مقابل، برخی گروه‌ها و چهره‌های اصلاح‌طلب خواهان ورود او به صحنه انتخابات هستند.


ثبت‌نام نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری یازدهم از امروز، سه‌شنبه، آغاز شده است و روز شنبه، ۲۱ اردیبهشت، پایان می‌یابد.


 


منبع: رادیو فردا



یونسی از «عدم شرکت» هاشمی رفسنجانی در انتخابات خبر داد