Showing posts with label ستار بهشتی‌. Show all posts
Showing posts with label ستار بهشتی‌. Show all posts

Monday, December 16, 2013

دروغ گویی وقیحانه رسانه‌ حکومتی از قول خواهر ستار بهشتی‌

333 دروغ گویی وقیحانه رسانه‌ حکومتی از قول خواهر ستار بهشتی‌



خبری  روز گذشته در صلح نیوز یکی‌ از رسانه‌‌های حکومتی مبنی بر “خوشحالی‌ و رضایت خانواده ستار بهشتی‌” از روند رسیدگی به پرونده ستار بهشتی‌  منتشر شد. این در حالیست که داماد خانواده ستار بهشتی‌ از فشار نیروهای امنیتی خبر داده بود و گفت:



 “گفتند بگویید ستار در تصادف رانندگی کشته شده و به شما پول هم می دهیم .. گفتم: بگم کجا تصادف کرده؟ توی اوین یا فتا؟ گفت: خفه میشی‌ یا خفه ا‌ت کنیم؟ گفتم: ما با نان کارگری بزرگ شده ایم ولازم نداریم ”



 صلح نیوز - خواهر ستار بهشتی: به حکم دادگاه احترام می گذاریم/قدردانی از دستگاه قضایی


سحر بهشتی خواهر ستار بهشتی وبلاگ نویس متوفی در گفت وگوبا صلح نیوز ضمن اشاره به حکم اخیر دادگاه مبنی بر غیر عمد بودن فوت ستادر بهشتی گفت: خانواده بهشتی به حکم صادر شده از سوی دادگاه احترام می گذارد.


وی در پاسخ به این سئوال که وکیل برادر مرحوم شما در گفت وگو با رسانه ها مدعی شده است که شما بنا به اعتراض از ادامه رسیدگی به این پرونده انصراف داده اید گفت: چنین امری صحت ندارد ما به رایی که از سوی دادگاه در این رابطه صادر شده است احترام می گذاریم.


سحر بهشتی ادامه داد: البته در رسیدگی به پرونده ستار شاهدطولانی شدن مراحل دادرسی بودیم اما باز خوشحال هستیم که این پرونده با جدیدت دستگاه قضایی به سر انجام رسید.


وی تاکید کرد: در این مدت دستگاه قضایی مجدانه کمال همکاری و تعامل را با ما داشت و از هیچ کمکی در این رابطه دریغ نکرد و خوشبختانه علی رغم طولانی شدن مراحل دادرسی این پرونده به سرانجام رسید.


سحر بهشتی در مورد اظهارات تنش آفرین وکیل برادر مرحومش هم گفت: ایشان نظر شخصی وحقوقی خودرا بیان می کنند اما من ومادرم از روند رسیدگی به پرونده ستار رضایت داریم و از اینکه این پرونده با جدیت ودستگاه قضایی به سرانجام رسید خوشحال هستیم.


اخبار مرتبط: افشاگری تکان دهندۀ داماد خانواده ستار بهشتی دربارهٔ قتل ستار


مادر ستار بهشتی: بسته شدن پرونده قتل عمد به دنیا نشان داد که شکنجه هست ولی مسولان می ترسند عنوانش کنند


شیرین عبادی: سکوت حسن روحانی به منزله تأیید اعمال خلاف قانون است





مادر ستار بهشتی  امروز دوشنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۲ در مصاحبه با روز آنلاین : قتل عمد بوده،شبه عمد را نمی پذیریم


پس از گذشت یک سال از جان باختن ستار بهشتی در بازداشتگاه فتا، خانواده او از پی گیری پرونده‌اش با عنوان “قتل شبه عمد”، انصراف خواهند داد. مادر ستار بهشتی، در مصاحبه با “روز” می گوید که قتل فرزندش، قتل عمد بوده و او و پدر ستار بهشتی، قتل شبه عمد را نمی پذیرند و از این جهت حاضر به پی گیری پرونده با عنوان قتل شبه عمد نیستند.


گوهر عشقی می گوید اگر پرونده را در دستگاه قضایی هم ببندند تا زمانی که دادخواهی نشود این پرونده در افکار عمومی باز است.


گیتی پورفاضل، وکیل خانواده ستار بهشتی به خبرگزاری ایرنا گفته است که “به رغم اینکه زندانیان بند ٣۵٠ اوین حاضر بودند در پرونده ستار بهشتی شهادت دهند، اما دادگاه کیفری کارکنان دولت اتهام قتل عمد را در این پرونده نپذیرفت و آن را شبه عمد تشخیص داد”.


ابوالفضل عابدینی و حسین رونقی ملکی، دو زندانی سیاسی هستند که رسما اعلام کرده اند حاضرند در خصوص شکنجه شدن ستار بهشتی دردادگاه شهادت دهند. آنها ستاربهشتی راهنگامی که به بند ٣۵٠ زندان اوین منتقل شد، دیده بودند اما برای شهادت در دادگاه یا بازپرسی و در مرحله تحقیقات پرونده ستار بهشتی فراخوانده نشدند. آقای عابدینی پس از این قضیه به زندان کارون اهواز تبعید شد و حسین رونقی ملکی در بند ٣۵٠ زندان اوین زندانی است. او اخیرا در نامه‌ای سر گشاده خطاب به قاضی ایزدی، رئیس شعبه ۱۰۵۷ دادگاه کیفرینوشته: “اخیرا در زندان از طریق جراید مطلع شده‌ام که در جریان رسیدگى به پرونده قتل مرحوم ستار بهشتى اتهام «قتل عمد» را از عداد اتهامات منتسب به متهمان خارج کرده و عنوان اتهامى را به `قتل شبه عمد` تغییر داده‌اید.


بر این اساس به منظور تشحیذ خاطر آن مرجع محترم قضایى لازم دیدم از آنجا که در زندان محبوسم و امکان حضور در محکمه را ندارم، برخى از آنچه در این پرونده را یا به چشم دیده و یا از زبان آن مرحوم در بند ٣۵٠ زندان اوین -اندکى پیش از وقوع قتل- شنیده‌ام را براى اولین بار بیان دارم، به آن امید که در این مرحله از دادرسى به کشف حقیقت کمک کرده باشم و از این رو همین جا آمادگى خود را جهت حضور در محضر دادگاه و اداى گواهى و توضیح اعلام مى کنم”.


خانم پورفاضل هم توضیح داده: “پس از اینکه دادگاه عمومی قتل ستار بهشتی را شبه عمد تشخیص داد به دادسرا مراجعه کردم و در آنجا گفتند که پرونده قتل عمدی بسته شده و برای پیگیری پرونده با اتهام قتل شبه عمد نیاز به شکایت مجدد اولیای دم است.من این موضوع را با اولیای دم ستار بهشتی درمیان گذاشتم و آن‌ها گفتند ما قصد دریافت دیه نداریم که بخواهیم برای آن شکایت کنیم”.


گوهر عشقی، مادر ستار بهشتی ضمن تایید این موضوع به “روز” می گوید: “از ادامه و پی گیری شکایت صرفنظر کردیم به خاطر اینکه قتل را قتل عمد می دانیم. همانطور که در برگه‌های پزشکی قانونی و گزارش پزشکی قانونی گفته اند که ستار خونریزی داشته و شاهدان بند ٣۵٠ اوین گفته اند بدن ستار شکنجه شده بود. و اعترافی که خود بازجو، آقای اکبر تقی زاده در حضور بازپرس و آقای شهریاری و وکیل ما و خود ما اعتراف داد و من پرسیدم که ستار من زیر شکنجه چیکار می کرد. گفت من ستار را می زدم و ستار می خندید و من اینقدر زدم که ستار زیر دست من رفت. زمانی که اینها را گفتند و به قول خانم پورفاضل کلی در پرونده ضد و نقیض وجود دارد چطور حالا می گویند قتل شبه عمد؟خود آقای شهریاری هم می گفت که این پرونده، قتل عمد است. یک مرتبه، یک شبه خوابیدند خواب دیدند نظرشان عوض شد”.


مادر ستار بهشتی می افزاید: “در قتل شبه عمد فوق‌اش می خواهند دیه بدهند اما خون ستار، فروشی نبود. از روز اول ما گفتیم خون ستار، فروشی نیست. دلیلی نداشت برای خونی که فروشی نیست بخواهیم کاری کنیم. دیه می خواستیم بگیریم؟ از روز اول هم می گفتند بیایید دیه بگیرید و ما اگر می خواستیم بگیریم که این همه مصیبت نمی کشیدیم. خون ستار من فروشی نیست. ما نایستادیم که ستار را بگیرند ببرند بکشند و الان دیه بگیریم”.


ستار بهشتی، وبلاگ نویس ۳۵ ساله به گفته خانواده‌اش، سه شنبه، ۹ آبان ماه در منزل مسکونی‌اش در رباط کریم بازداشت و۱۶ آبان ماه خبر مرگ او در زندان منتشر شد. در آن روز خانواده بهشتی در مصاحبه با رسانه‌ها اعلام کردند پلیس فتا از آنها خواسته برای فرزندشان قبر بخرند.


مادر ستار بهشتی می گوید: “از نظر من، همان طور که همیشه گفته‌ام و همه دنیا می دانند، ستار زیر شکنجه رفته. اگر چیز دیگری است چرا دلیل‌اش را به ما نمی گویند و می گویند نمی دانیم؟ نمی دانیم که نشد حرف. جوانی که ٣۵ سال سالم زندگی می کرد بدون هیچ مشکلی، یک مرتبه توی ۴ روز، به قول گفتنی باید بگوییم سه روز، چون روز چهارم از این دنیا راحت شد، از دنیا رفت. یک مرتبه به قول خودشان فوت میکند. چرا؟ من همیشه می گویم اگر یک کفه ترازو را طلا و جواهر بگذارند و کفه دیگر را پرونده ستار، من پرونده ستار را انتخاب می کنم”.


سئوال میکنم: اگر در صورت انصراف شما از پی گیری شکایت، پرونده مختومه شود شما چه خواهید کرد؟ می گوید: “اگر بخواهیم ادامه بدهیم می خواهند دیه بدهند. ما برای دیه تا اینجا نیامدیم. برای خانواده ستار بهشتی، برای من و پدر ستار، گرفتن دیه ننگ است. ما خون ستار را با پول عوض نمی کنیم. اگر برای پول بود از روز اول پیشنهاد دیه‌های بالا می دادند. اگر برای پول بود این همه راه را با سختی و مصیبت و مسائل امنیتی که بود پیش نمی آمدیم. این همه مصیبت نمی کشیدیم. جلوی دخترم را در خیابان گرفتند، همه جوره عذاب دادند، از هر کاری که از دست‌شان برآمد کوتاهی نکردند. تا اینجا آمدیم بگوییم ستار ما زیر شکنجه رفت. حالا که اینطوری می خواهند تمام کنند ما همراهی نمی کنیم اگر ما با عنوان قتل شبه عمد شکایت کنیم که جز دیه چیزی نیست. ما شبه عمد را قبول نداریم. قتل ستار، قتل عمد بوده”.


خانم عشقی می افزاید: “با نشان دادن قتل شبه عمد هم ثابت کردند که ستار حقیقتا شکنجه شده. این‌ها که می گفتند در این نظام شکنجه نیست اما ثابت کردند که شکنجه است. یعنی علاوه بر اینکه شکنجه هست ثابت کردند که ستار شکنجه شده چون گفتند ضربه‌ها کشنده نبوده اما شکنجه شدن ستار را قبول کردند. با همین به دنیا ثابت کردند که ستار واقعا زیر شکنجه رفته. قتل شبه عمد را بیشتر برای تصادفات می گیرند. بازجو در محل کارش که ستار را برده با سرعت آمده و خورده به ستار؟ این شد قتل شبه عمد؟ اما دنیا می داند.خون ستار دنیا را آگاه کرد که ستار حقیقتا زیر شکنجه رفته. جوانی که ۳۵ سال سن داشته، ورزشکار بود با آن هیکل، خدا را شکر که ما شهیدمان را در راه آزادی دادیم. همه به هر طریقی می میرند و جوان‌ها هم نادر نیست مرگ شان. خدا را شکر ستار برای آزادی رفت و ما افتخار میکنیم”.


مادر ستار بهشتی می گوید که پرونده ستار هیچ وقت بسته نمی شود : “بچه مرا اینقدر زدند که خونریزی مغزی کرد. کلیه‌هایش خونریزی کرد و زیر دست بازجو شهید شد. حالا بعد از یکسال عذاب دادن ما می گویند قتل شبه عمد بوده. من می گویم بدانند که من مادر همین بچه هستم، اگر ستار چهار روزه رفت مرا نیم ساعته به رگبار ببندید چون من از قتل عمد کوتاه نخواهم آمد. به هیچ عنوان با هیچ فشاری نمی توانند مرا مجبور کنند که بپذیرم قتل شبه عمد بوده. پرونده باز است، در دستگاه قضایی هم ببندند با مردم چه می کنند؟ پرونده تا زمانی که دادخواهی نشود برای مردم باز است. پرونده ستار من بسته نمی شود تا دادخواهی صورت بگیرد”.


او می گوید که خواسته‌اش برگزاری دادگاهی عادلانه و علنی است؛ دادگاهی که عامل قتل ستار بهشتی در حضور خود او اعتراف کرده ستاربهشتی زیر دست او جان باخته،او باید محاکمه شود اما نه با اتهام قتل شبه عمد، چون قتل فرزندش قتل عمد است.


پیشتر ۴۱ زندانی سیاسی بند ۳۵۰ زندان اوین در نامه‌ای شهادت داده بودند که “ستار در حضور افرادی در بند ۳۵۰ اظهار داشته که در مقر پلیس امنیت از سقف آویزان شده و درهمان حال مورد ضرب و شتم قرار گرفته است سپس پلیس دست و پاهای وی را به صندلی بسته و مجددا وی را مورد ضرب و شتم قرار داده است. درمواقعی دست‌های وی را با دستبند بصورت قپانی بسته و کتک می زدند و در مواقعی دیگر وی را بر روی زمین انداخته و با پوتین ضربه‌های شدیدی به سر و گردن وی وارد می کردند در ضمن این شکنجه ها، زشت‌ترین فحش‌های رکیک ناموسی نیز نثار وی می شده است و مکررأ تهدید میکردند که وی را می کشند. زمانی که ستار به بند ۳۵۰ آورده شد آثار شکنجه در تمام قسمت‌های مختلف بدنش مشهود بود و وی در شرایط کاملا دردناک و مجروحی قرار داشت. صورت وی زخمی، سر او متورم، مچ دست‌های او کبود شده بود و آثار آویزان شدنش از سقف روی مچ‌های او به چشم می خورد. در بخش هایی از بدن وی از جمله دور گردن، شکم و کمر وی آثار ضربه و کبودی دیده می شد”.


محسنی اژه‌ای دادستان کل کشور و سنخگوی قوه قضائیه هم در کنفرانسی مطبوعاتی وجود آثار کبودی بر بدن ستار بهشتی را تایید کرده بود. پزشکی قانونی اما در نهایت اعلام کرد که مرگ این وبلاگ نویس جوان بر اثر “استرس” بوده است.




دروغ گویی وقیحانه رسانه‌ حکومتی از قول خواهر ستار بهشتی‌

Saturday, November 30, 2013

پاسخ نوری‌زاد به پرسش «چرا تو را نمی‌گیرند و مثل ستار بهشتی نمی‌کشندت؟»

33 پاسخ نوری‌زاد به پرسش «چرا تو را نمی‌گیرند و مثل ستار بهشتی نمی‌کشندت؟»

فردی با نام مستعار آریو برزن در مقاله‌ای تحت عنوان “ ما همه با هم برابریم ولی بعضی برابرترند…”  نوشته است:

از سرزمین  نفت  بود هر زمان که از کنار چاه شماره یک رد میشد  یک حس حسرت وتحقیر وجودشو پر میکرد  حسرت طلای سیاه و کثیفی که جیبها رو پر کرد بریتانیا رو گرم  و بر قطر شکم روحانیان اظافه کرد اما مسجد سلیمان هنوز هم گاز نداشت هنوز هم نفت نداشت هنوز هم زن ها و بچه ها با دبه آب می آوردند  … سی سال بود تازیانه جبر وتحجر فقر و پشتش را هاشور میزد

خسته از همه چیز دیگه پی ام سی و موزیک قر کمر هم تاثیری  در روحیه اش  نداشت دیگر سر را گرم! نمیکرد شبکه ها رو اینو اون ور میکرد   روی VOA pnn دسش از حرکت ایستاد گفتگو نوری زاد با voa  توجه اش رو جلب کرد  شده بود مشتری ثابت گفتگو های نوری زاد با bbc و voa   آخه  محمد نوری زاد داره از دردی مشترک میگفت …  براش جالب بود شجاعتشو تحسین میکرد  با خودش گفت وقتی نوری زاد میتونه بیاد رو خط و انتقاد کنه  از حکومت  و رهبری و کسی کارش نداشته باشه زندان نیفته شکنجه  نشه .. پس  حتما منم میتونم من چه فرقی با اون میکنم!؟

 ۲۳آبان ۱۳۸۹ یه روز پاییزی خشم وتنفر وجودش رو پر کرده  بود بغض گلوشو گرفته بود داشت خفش میکرد دیگه تحمل نداشت  میخواست مهر سکوت رو با فریادش بشکنه این بغض باید میترکید

 گوشی رو برداشتو و شماره استدیو  شبکه سیاسی…. رو گرفت…

الوو

الوووو

درودبرشما.. و روی ایر هستید بفرمایید…

 گفتو: گفت از بغض سی ساله از درد رنجو بدبختی از عاملینش از عمامه به سر هایی که  بهترین دوران زندگیشو سوزونده بودند  این قدر درد داشت که حواسش نبود داره چی کار میکنه  یادش نبود این مخابرات لعنتی شیش دانگش به نام برادران سپاه واطلاعاتیه … فقط نوریزاد ها میتونن از خط وِیژه اش استفاده کنند! کسی از بازیهای پشت پرده سیاسی براش نگفته بود از چهره سازی های حکومت بهش نگفته بودند کسی نبود بهش بگه با نوری زاد فرق میکنه…

 اون اتفاقی که نباید می افتاد افتاد دستگیر شد/ خبری ازش نبود هیچکی نمیگفت کجاست جواب درستی نمیدادند

مادرش داشت دق میکرد کمر پدر خم شده بود  دوماه گذشت جسدشو  بی صر صدا به خاک سپردند

اسمش به گوشتون خورده؟


از  ”حمید مدملی”  صحبت میکنم میشناسیدش؟ چند نفر اسمشو شنیدین؟ آقای نوری زاد شما چی اسمشو شنیدید  دیدار خانوادش رفتی؟ شنیدی از دردشون ؟  حمید مثل ستار معروف نیست  نمیشه با مادرش عکس تبلیغی گرفت و گذاشت فیسبوک! اونقد معروف نیست که بشه با عکس یادگاری اشتباهات گذشته رو ماله کشید و چهره جدید برای خود تطهیر کرد بهایی هم نیست  نمیشه  پای پدرشو بوسید .. برد تبلیغی نداره میدونم… اگرتجزیه طلب و پابوس استالین بود  یکم هم قیافش شبیه قاضی محمد بود  و کلی شبکه مالی و رسانه ای پشتش بودند میشد ستایش و تمجیدش کرد! نه؟ ( ۲) اگه جای سد علی حکومت رضا شاه میکشتش ( ۳ ) میشد روش مانور داد و رو موجش سوار شد و حسابی موج سواری کرد حتی مثل روایت فتح هم برد تبلیغی نداره!

آدم گمنامی بود …! درکت میکنم

به گزارش دانشجو نیوز محمد نوری‌زاد  در پاسخ به برخی پرسش‌ها در زمینه علت آزادی با وجود انتقادهای تند و تیزش از نظام و رهبر جمهوری اسلامی، نوشته است:


«یک پرسش مکرر، و همچنان مکرر:


مدت‌هاست که یک پرسش مدام در اطراف من پرسه می‌زند؛ این که: چرا تو را نمی‌گیرند و مثل ستار بهشتی نمی‌کشندت؟ چرا دودمانت را به باد نمی‌دهند؟ چرا اجازه می‌دهند تو زیر و بالایشان را به هم بدوزی و کاری با تو نداشته باشند؟ و خلاصه این که: چرا تو را از هم نمی‌درند؟ و خود نتیجه می‌گیرند: پس حتماً یک کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه است. پس حتماً تو جاسوس بیت رهبری هستی و برای تخلیه روانی جامعه سر به دیوار وی می‌کوبی. پس حتماً تو نقش سوپاپ اطمینان را بازی می‌کنی.


و من با صبوری و لبخند به این پرسش مکرر پاسخ گفته و می‌گویم؛ این که: دوستان من، من اگر ساکت بودم و انتقاد نمی‌کردم، غلیان این پرسش آیا در شما فرو می‌نشست؟ و اگر مرا می‌زدند و می‌کشتند، شما آیا پاسخ خود را می‌یافتید؟ یا اگر مرا از هم می‌دریدند، شما باور می‌کردید که نوری‌زاد عمله کسی و کسانی نیست؟


و با همان لبخند و آرامش می‌گویم: دوستان من، فکر نمی‌کنید جهت اراده پرسش شما معکوس است؟ شما به جای این که از من بخواهید ساکت شوم، چرا از آنانی که ساکت‌اند نمی‌خواهید بر بخروشند؟ شما به جای این که مرا به سکوت فرا بخوانید تا انگ جاسوسی بر پیشانی‌ام ننشیند، چرا به آنانی که کنج عافیت را به پذیرش هزار آسیب ترجیح داده‌اند اعتراض نمی‌کنید؟


و افسوس این که: مردمان ما، «پذیرفته‌اند» که باید ساکت بود و اعتراضی نکرد؛ و پذیرفته‌اند که هر اعتراض، باید به زندان و مرگ منجر شود؛ و هرگز به این نمی‌اندیشند که: این طرف مقابل است که وارد حوزه خصوصی و حقوقی ما شده. مثالی بزنم: دزدانی وارد خانه‌ای شده‌اند و عربده می‌کشند؛ آنان با هیاهو همه را ترسانده‌اند و همه را به سکوت مجبور کرده‌اند، جوری که کسی معترض و متعرضِ دزدی‌هایشان نباشد؛ در این میان، زمزمه‌ای در می‌گیرد، یکی به اعتراض بر می‌خیزد، که چرا می‌دزدید و تخریب می‌کنید؟ این آیا پسندیده است که همه سکوت اختیار کردگان به کسی که اعتراض می‌کند و به دزدان بر می‌خروشد، به دیده تردید بنگرند؟


بعضی وقت‌ها به آقای خاتمی و دوستان ایشان حسودی‌ام می‌شود، به خاطر سکوتشان، و این که کسی به دیده تردید نگاهشان نمی‌کند.»



البته همیشه هم محمد نوریزاد انتقاد‌های خود را نسبت به نظام و ولایت فقیه تند و تیز بیان نمیکند، بلکه نظیر متن زیرمدح گونه از خامنه‌ای تقاضا می‌کند:


تقاضای محمد نوری زاد از رهبر: شما را به خدا اعدام نکنید!


‫می خواهم همه ی التماس های خود را به فرشی بدل کنم وهمان فرش را زیرپای رهبراندازم و از او بخواهم از اعدام دوجوان مریوانی جلوگیری کند. می خواهم همه ی آسمان خود را به شاخه گلی بدل کنم و همان شاخه گل را تقدیم رهبرکنم و از او بخواهم از اعدام این دو جوان مریوانی جلوگیری کند. می خواهم عصاره ی همه ی کتابهای آسمانی ونمازها و روزه ها و همه ی ذکرها و طواف ها و هروَلِه های عاشقانه را به سوگندی بدل کنم و همان سوگند را برکف دست بنشانم و تا هرکجا که مقدورم هست در برابر رهبرخم شوم و سوگندش دهم از اعدام لقمان مرادی و زانیار مرادی جلوگیری کند. می خواهم همه ی پیامبران و همه ی امامان و همه ی روسپیدان هستی را به وساطت فرا بخوانم و وساطت این نخبگان عالم را دردو جمله خلاصه کنم و همان دوجمله را ازبلندگوی همه ی ذرات عالم پخش کنم تا بگوش رهبر برسد. جمله ی نخست این است: آهای سیدعلی عزیز، بیا وشفاعت ما را برای رهایی لقمان و زانیار بپذیر! وجمله ی دوم: بیا و به سخن محمد نوری زاد بیندیش!




پاسخ نوری‌زاد به پرسش «چرا تو را نمی‌گیرند و مثل ستار بهشتی نمی‌کشندت؟»

Thursday, October 31, 2013

نسرین ستوده بر مزار ستار بهشتی‌ حضور یافت


 


سپیده دم - سال گذشته  درهمین روز‌ها نسرین ستوده  بیش از یک ماه در اعتصاب غذا بود. وضعیت وی باعث شد بسیاری از کاربران اینترنت از سراسر دنیا با ملیت‌های مختلف خبرهای مربوط به او را بازنشر کنند یا درباره وی بنویسند. با تصویر او به خیابان بیایند و همبستگی‌ خود را اعلام کنند برخی نیز همدردی خود را با نوشتن شعر و غزل بیان کردند.


65114 524631057549615 931458579 n


یکی از کسانی که برای نسرین ستوده در وبلاگش نوشته است دیگر زنده نیست. ستار بهشتی وبلاگ‌نویس جوانی‌ست که با نام “ستار ب” در وبلاگ خود می‌نوشت. او مخالف نظام جمهوری اسلامی ایران بود و پست‌هایش خشم او از اوضاع را بازتاب می‌داد. او روز ۹ آبان در منزل خود در رباط کریم توسط پلیس فتا (پلیس فضای تولید و تبادل اطلاعات) به اتهام “اقدام علیه امنیت ملی از طریق فعالیت در شبکه اجتماعی و فیس‌بوک” بازداشت و به مکانی نامعلوم منتقل شد. پنج روز پس از بازداشت، به خانواده‌اش اطلاع داده شد که فرزندشان فوت شده و باید جنازه‌اش را از سردخانه کهریزک تحویل بگیرند. یکی از پست‌های وبلاگی او مربوط به نسرین ستوده بود که آن  روزها دست به دست در اینترنت می‌چرخید.


او در این پست نوشت: « خانم نسرین ستوده بخاطر اعاده حق خود و در آغوش کشیدن فرزندانش امروز از تاریخ ۲۶ آبان ماه دست به اعتصاب غذا زده، فعالان و آزادی‌خواهان تصمیم برآن دارند که در یک حرکت هماهنگ در فضای مجازی دست به انجام فعالیتی همگانی برای دفاع از ایشان بزنند و با تغییر عکس پروفایل خود برای مدتی با ایشان ابراز همدردی کنند. بنده به عنوان یک ایرانی این کار را بسیار ارزنده وشایسته می‌دانم و بنده هم با نوشتن مطلب خود قصد دارم سهم کوچکی در این فعالیت هماهنگ داشته باشم، از همه فعالان در این عرصه تشکر می‌کنم، اما کاش این حرکت‌ها را به جای فضای مجازی می توانستیم با اتحاد و یکپارچگی در هر کوی و برزن و هر شهر و استان در سرتا سر دنیا انجام دهیم.»


او در ادامه نوشت که «خانم نسرین ستوده نمونه‌ای از هزاران زندانی در زندان است که با بدترین شرایط روحی وجسمی روزگار سر می‌کنند و حتی بسیاری از آنان سال‌ها است از حق تلفن زدن ودیدن خانواده خود محروم هستند.»


255076 524211587591562 2048447680 n


شاید بسیاری از مردم ایران و جهان عکسی‌ که در آن دختر عبدالفتاح سلطانی (وکیل) که دو پوستر را در دست دارد ببینند و با نگاهی‌ سطحی از کنار آن بگذرند. چه بسا بسیارند کسانی‌ که در دنیا اعتراض میکنند، و دیدن تصاویر این چنینی تکراری باشد. ولی‌ این عکس عمق فاجعه نظام قضایی در حکومت اسلامی ایران را به تصویر می‌کشد. وکیلی به نام نسرین ستوده برای انجام وظیفهٔ شغلی‌ خود از موکلینش دفاع میکند. تعدادی از موکلینش با وجود ارائه اسناد تبرئه از اتهامشان، اعدام میشوند!
نسرین هم دستگیر، و اعلام می‌کند وقتی‌ نمیتوند از اعدام موکلینش جلوگیری کند حاضر است با آنها اعدام شود. خودش دستگیر میشود، وکیلش دستگیر میشود، مهناز پراکند وکیل دیگرش مجبور به ترک ایران میشود،… و جوان کارگری که در وبلاگ خود از اون می‌نویسد کشته میشود,خانم معصومه دهقان، همسر عبدالفتاح سلطانی، به اتهام «تبلیغ علیه نظام» به یک سال زندان و پنج سال محرومیت از سفر به خارج از کشور محکوم میشود و …
فشار‌های بی‌ شماری در این ۲ سال به او آورده میشود، و از خانواده او جهت فشار ،تضعیف و همچنین شکستنش استفاده میکنند. در هیچ کجای این دنیای پهناور، در هیچ بندی از قوانین کشور‌های مختلف این اجازه به هیچ سیستم قضایی داده نشده، که دختر ۱۲ ساله یک زندانی را ممنوع خروج نمایند. و نسرین ستوده برای پافشاری بر این بدیهی‌‌ترین و ساده‌ترین حق شهروندی، ۴۲ روز است که در اعتصاب غذا به سر میبرد ، و ذره ذره جان عزیز خود را به کام مرگ میفرستد …
حال آیا نظامی که خود را مدعی اجرای قوانین الهی، مدیریت جهان و یا گفتگوی تمدنها می‌داند، از جواب به این سوال والدین مهراوه خندان عاجز است ؟
“چرا بچه ی ۱۲ ساله ی ما را به خاطر مادر مجازات می کنید!!؟”
سهیل پرهیزی
چهارشنبه ۸ آذر ۱۳۹۱/ ۲۸ نوامبر ۲۰۱۲


خانواده ستار، هنگام دفن جسد وی آثار کبودی را در بخش هایی از بدن او مشاهده کرده بودند و محسنی اژه‌ای در اولین اظهار نظر خود وجود ضربه و کبودی بر بدن ستار بهشتی را تایید کرد.


هر چند همه شواهد و مدارک حاکی از کشته شدن ستار بهشتی در اثر شکنجه در زندان فتا میباشد، اما تلاش‌های خانواده و وکیل این قربانی هنوز به نتیجه نرسیده است و در آخرین اقدام برای قاتل ستار،قرار مجرمیت برای “قتل غیر عمد” صادر شده است.


 روز پنج شنبه ۹ آبان ۱۳۹۲ اولین مراسم سالگرد وبلاگنویس جانباخته، ستار بهشتی  بر سر مزار این وبلاگ نویس برگزار شد.


گوهر عشقی در اولین مراسم سالگرد ستار بهشتی، وبلاگنویس جانباخته،  بر سر مزار پسرش تنها نبود.


به گزارش “کمپین صلح فعالان در تبعید”، این مراسم  که در روز نهم آبانماه (امروز) و همزمان با روز دستگیری ستار بهشتی برگزار می شد، با حضور چهره های سرشناسی چون نسرین ستوده،  رضا خندان، محمد نوریزاد، نرگس محمدی  و اکرم نقابی مادر سعید زینالی همراه بود.


محمد نوریزاد نیز در این مراسم ضمن ابراز همدردی با مادر ستار بهشتی‌ از مسئولین نظام انتقاد کرد و گفت:


چرا در این جمعیت یک نماینده مجلس نیست؟


کجا هستند نماینده‌های مجلس


که بیاید بگوید من یکی‌ از ۲۹۰ نفر نماینده‌ای هستم که صدای شما را شنیدم. یک قاضی بیاید بگوید من صدای شما را شنیدم. کجا هستند مسئولین ما؟


، کجا هستند آقای رئیس جمهور، کجا هستند آقای خاتمی، … همهٔ آنهایی که فریادشون آسمان را کر می‌کند، اما شما را تنها گذاشتند …


(که در این لحظات میکروفن قطع شد).




نسرین ستوده بر مزار ستار بهشتی‌ حضور یافت