Showing posts with label محمد نوری زاد. Show all posts
Showing posts with label محمد نوری زاد. Show all posts

Saturday, November 30, 2013

پاسخ نوری‌زاد به پرسش «چرا تو را نمی‌گیرند و مثل ستار بهشتی نمی‌کشندت؟»

33 پاسخ نوری‌زاد به پرسش «چرا تو را نمی‌گیرند و مثل ستار بهشتی نمی‌کشندت؟»

فردی با نام مستعار آریو برزن در مقاله‌ای تحت عنوان “ ما همه با هم برابریم ولی بعضی برابرترند…”  نوشته است:

از سرزمین  نفت  بود هر زمان که از کنار چاه شماره یک رد میشد  یک حس حسرت وتحقیر وجودشو پر میکرد  حسرت طلای سیاه و کثیفی که جیبها رو پر کرد بریتانیا رو گرم  و بر قطر شکم روحانیان اظافه کرد اما مسجد سلیمان هنوز هم گاز نداشت هنوز هم نفت نداشت هنوز هم زن ها و بچه ها با دبه آب می آوردند  … سی سال بود تازیانه جبر وتحجر فقر و پشتش را هاشور میزد

خسته از همه چیز دیگه پی ام سی و موزیک قر کمر هم تاثیری  در روحیه اش  نداشت دیگر سر را گرم! نمیکرد شبکه ها رو اینو اون ور میکرد   روی VOA pnn دسش از حرکت ایستاد گفتگو نوری زاد با voa  توجه اش رو جلب کرد  شده بود مشتری ثابت گفتگو های نوری زاد با bbc و voa   آخه  محمد نوری زاد داره از دردی مشترک میگفت …  براش جالب بود شجاعتشو تحسین میکرد  با خودش گفت وقتی نوری زاد میتونه بیاد رو خط و انتقاد کنه  از حکومت  و رهبری و کسی کارش نداشته باشه زندان نیفته شکنجه  نشه .. پس  حتما منم میتونم من چه فرقی با اون میکنم!؟

 ۲۳آبان ۱۳۸۹ یه روز پاییزی خشم وتنفر وجودش رو پر کرده  بود بغض گلوشو گرفته بود داشت خفش میکرد دیگه تحمل نداشت  میخواست مهر سکوت رو با فریادش بشکنه این بغض باید میترکید

 گوشی رو برداشتو و شماره استدیو  شبکه سیاسی…. رو گرفت…

الوو

الوووو

درودبرشما.. و روی ایر هستید بفرمایید…

 گفتو: گفت از بغض سی ساله از درد رنجو بدبختی از عاملینش از عمامه به سر هایی که  بهترین دوران زندگیشو سوزونده بودند  این قدر درد داشت که حواسش نبود داره چی کار میکنه  یادش نبود این مخابرات لعنتی شیش دانگش به نام برادران سپاه واطلاعاتیه … فقط نوریزاد ها میتونن از خط وِیژه اش استفاده کنند! کسی از بازیهای پشت پرده سیاسی براش نگفته بود از چهره سازی های حکومت بهش نگفته بودند کسی نبود بهش بگه با نوری زاد فرق میکنه…

 اون اتفاقی که نباید می افتاد افتاد دستگیر شد/ خبری ازش نبود هیچکی نمیگفت کجاست جواب درستی نمیدادند

مادرش داشت دق میکرد کمر پدر خم شده بود  دوماه گذشت جسدشو  بی صر صدا به خاک سپردند

اسمش به گوشتون خورده؟


از  ”حمید مدملی”  صحبت میکنم میشناسیدش؟ چند نفر اسمشو شنیدین؟ آقای نوری زاد شما چی اسمشو شنیدید  دیدار خانوادش رفتی؟ شنیدی از دردشون ؟  حمید مثل ستار معروف نیست  نمیشه با مادرش عکس تبلیغی گرفت و گذاشت فیسبوک! اونقد معروف نیست که بشه با عکس یادگاری اشتباهات گذشته رو ماله کشید و چهره جدید برای خود تطهیر کرد بهایی هم نیست  نمیشه  پای پدرشو بوسید .. برد تبلیغی نداره میدونم… اگرتجزیه طلب و پابوس استالین بود  یکم هم قیافش شبیه قاضی محمد بود  و کلی شبکه مالی و رسانه ای پشتش بودند میشد ستایش و تمجیدش کرد! نه؟ ( ۲) اگه جای سد علی حکومت رضا شاه میکشتش ( ۳ ) میشد روش مانور داد و رو موجش سوار شد و حسابی موج سواری کرد حتی مثل روایت فتح هم برد تبلیغی نداره!

آدم گمنامی بود …! درکت میکنم

به گزارش دانشجو نیوز محمد نوری‌زاد  در پاسخ به برخی پرسش‌ها در زمینه علت آزادی با وجود انتقادهای تند و تیزش از نظام و رهبر جمهوری اسلامی، نوشته است:


«یک پرسش مکرر، و همچنان مکرر:


مدت‌هاست که یک پرسش مدام در اطراف من پرسه می‌زند؛ این که: چرا تو را نمی‌گیرند و مثل ستار بهشتی نمی‌کشندت؟ چرا دودمانت را به باد نمی‌دهند؟ چرا اجازه می‌دهند تو زیر و بالایشان را به هم بدوزی و کاری با تو نداشته باشند؟ و خلاصه این که: چرا تو را از هم نمی‌درند؟ و خود نتیجه می‌گیرند: پس حتماً یک کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه است. پس حتماً تو جاسوس بیت رهبری هستی و برای تخلیه روانی جامعه سر به دیوار وی می‌کوبی. پس حتماً تو نقش سوپاپ اطمینان را بازی می‌کنی.


و من با صبوری و لبخند به این پرسش مکرر پاسخ گفته و می‌گویم؛ این که: دوستان من، من اگر ساکت بودم و انتقاد نمی‌کردم، غلیان این پرسش آیا در شما فرو می‌نشست؟ و اگر مرا می‌زدند و می‌کشتند، شما آیا پاسخ خود را می‌یافتید؟ یا اگر مرا از هم می‌دریدند، شما باور می‌کردید که نوری‌زاد عمله کسی و کسانی نیست؟


و با همان لبخند و آرامش می‌گویم: دوستان من، فکر نمی‌کنید جهت اراده پرسش شما معکوس است؟ شما به جای این که از من بخواهید ساکت شوم، چرا از آنانی که ساکت‌اند نمی‌خواهید بر بخروشند؟ شما به جای این که مرا به سکوت فرا بخوانید تا انگ جاسوسی بر پیشانی‌ام ننشیند، چرا به آنانی که کنج عافیت را به پذیرش هزار آسیب ترجیح داده‌اند اعتراض نمی‌کنید؟


و افسوس این که: مردمان ما، «پذیرفته‌اند» که باید ساکت بود و اعتراضی نکرد؛ و پذیرفته‌اند که هر اعتراض، باید به زندان و مرگ منجر شود؛ و هرگز به این نمی‌اندیشند که: این طرف مقابل است که وارد حوزه خصوصی و حقوقی ما شده. مثالی بزنم: دزدانی وارد خانه‌ای شده‌اند و عربده می‌کشند؛ آنان با هیاهو همه را ترسانده‌اند و همه را به سکوت مجبور کرده‌اند، جوری که کسی معترض و متعرضِ دزدی‌هایشان نباشد؛ در این میان، زمزمه‌ای در می‌گیرد، یکی به اعتراض بر می‌خیزد، که چرا می‌دزدید و تخریب می‌کنید؟ این آیا پسندیده است که همه سکوت اختیار کردگان به کسی که اعتراض می‌کند و به دزدان بر می‌خروشد، به دیده تردید بنگرند؟


بعضی وقت‌ها به آقای خاتمی و دوستان ایشان حسودی‌ام می‌شود، به خاطر سکوتشان، و این که کسی به دیده تردید نگاهشان نمی‌کند.»



البته همیشه هم محمد نوریزاد انتقاد‌های خود را نسبت به نظام و ولایت فقیه تند و تیز بیان نمیکند، بلکه نظیر متن زیرمدح گونه از خامنه‌ای تقاضا می‌کند:


تقاضای محمد نوری زاد از رهبر: شما را به خدا اعدام نکنید!


‫می خواهم همه ی التماس های خود را به فرشی بدل کنم وهمان فرش را زیرپای رهبراندازم و از او بخواهم از اعدام دوجوان مریوانی جلوگیری کند. می خواهم همه ی آسمان خود را به شاخه گلی بدل کنم و همان شاخه گل را تقدیم رهبرکنم و از او بخواهم از اعدام این دو جوان مریوانی جلوگیری کند. می خواهم عصاره ی همه ی کتابهای آسمانی ونمازها و روزه ها و همه ی ذکرها و طواف ها و هروَلِه های عاشقانه را به سوگندی بدل کنم و همان سوگند را برکف دست بنشانم و تا هرکجا که مقدورم هست در برابر رهبرخم شوم و سوگندش دهم از اعدام لقمان مرادی و زانیار مرادی جلوگیری کند. می خواهم همه ی پیامبران و همه ی امامان و همه ی روسپیدان هستی را به وساطت فرا بخوانم و وساطت این نخبگان عالم را دردو جمله خلاصه کنم و همان دوجمله را ازبلندگوی همه ی ذرات عالم پخش کنم تا بگوش رهبر برسد. جمله ی نخست این است: آهای سیدعلی عزیز، بیا وشفاعت ما را برای رهایی لقمان و زانیار بپذیر! وجمله ی دوم: بیا و به سخن محمد نوری زاد بیندیش!




پاسخ نوری‌زاد به پرسش «چرا تو را نمی‌گیرند و مثل ستار بهشتی نمی‌کشندت؟»

Saturday, November 2, 2013

محمد ملکی و محمد نوری زاد ""کمپین ضد اعدام در ایران"" راه اندازی می کنند

960193 10151649650925356 1785458477 n همزمان با راه اندازی کمپین ضد اعدام در ایران توسط محمد نوریزاد و محمد ملکی‌، امروز ۲ نوامبر ۲۰۱۳ فعالین ایرانی‌ در استکهلم با در دست داشتن پلاکارد ” اعدام در ایران را پایان دهید ” ، ” بیش از این نکشید ” به خیابان آمدند تا به موج اعدام‌های اخیر اعتراض کنند.[/caption]


محمد ملکی فعال سیاسی و حقوق بشر ایرانی، از قصد خود برای تشکیل “کمپین ضد اعدام“ به همراه محمد نوری زاد، دیگر فعال سیاسی و نویسنده ایرانی خبر داده است.


این اقدام در پی آن صورت می گیرد که در ماه‌ها و هفته‌های اخیر، بر شمار اعدام‌های دستجمعی در ایران افزوده شده است؛ زندانیانی که با اتهام‌های مختلف از جمله سیاسی، عضویت در گروه‌های مخالف نظام و قاچاق کالا و مواد مخدر، اعدام می شوند.


به گزارش العربیه محمد ملکی در مصاحبه با شبکه تلویزیونی “رها“ در این باره گفته است: “این اعدام‌ها به صورت دستجمعی صورت می گیرد و متاسفانه پس از روی کار آمدن دولت آقای روحانی، سرعت گرفته است به گونه‌ای که در عرض این یکی دو ماه اخیر بیش از ۲۵۰ نفر اعدام شدند.“

او به اعدام اخیر ۱۶ نفر در سیستان و بلوچستان هم اشاره کرد و گفت: “بسیار باعث تاسف است که عده‌ای از یک قبیله دیگر، از یک فرقه دیگر آمدند و شماری از نیروهای انتظامی جمهوری اسلامی ایران را به شهادت رساندند، و دولت با یک رفتار خیلی زشت و زننده یک عده از زندانیان سیاسی را اعدام می کند.“


او افزوده است: “بعد اعدام هایی که الان در کردستان شروع شده و چند نفر از کردهای سنی را اعدام کردند و همینطور به جاهای دیگر گسترش دارد. گزارش هایی که می رسد حاکی از آن است که اعدام‌ها همچنان در زندان‌های مختلف ادامه دارد.“


محمد ملکی تاکید کرده است: “آن طور که باید و شاید در ایران مدافعان حقوق بشر به این اعدام‌ها توجه نمی کنند. الان در ایران یکی دو نفر هستند که واقعا در برابر این مسائل موضع گیری می کنند… متاسفانه گروه هایی که در ایران هستند و خود را اصلاحگر یا سبز می دانند سکوت کردند.“


او افزوده است: “مساله اعدام‌ها در ایران در حال تبدیل شدن به یک مساله حادی است. باید فکری برای آن کرد. من شخصا خودم و همینطور آقای نوری زاد، اصولا با اعدام مخالفیم. ما معتقدیم که اعدام در هر کشوری که زیاد باشد، نه تنها از جرم و جنایت کاسته نمی شود بلکه بیشتر هم می شود. نمونه‌اش ایران خودمان، اول انقلاب مرتب اعدام صورت می گرفت، ده‌ها هزار نفر به جرم‌های مختلف از جمله قاچاق مواد مخدر یا حتی سیاسی به خصوص در دهه شصت اعدام شدند.“


او با ریشه‌ای دانستن این سوال که “چرا مدافعان حقوق بشر اقدام یا اعتراضی نمی کنند“ ادامه داده است: “حقیقت این است که من و شماری از دوستان مدتی است به فکر افتادیم که کمپینی به راه بیندازیم در مخالفت با اعدام ها. اما می دانید این مساله حساسی است، حساسیت‌های زیادی بر می انگیزد و مشکلات عدیده‌ای برای آن هایی که به این کمپین بپیوندند به وجود می آورد.“


او اظهار داشته است: “ما در مملکتی هستیم که گفتن و اظهار عقیده کردن و خواستن، هزینه بالایی دارد. موضع گیری که حوزه و برخی مراجع کردند را دیدید و شنیدید. این مشکلات هست. در ایران عده‌ای پیش قدم شوند و این کمپین را راه بیندازند و آن هایی که مدعی حقوق بشر هستند این کار را بکنند و خارجی‌ها هم کمک کنند تا از این همه کشتار انسان‌ها جلوگیری شود.“


محمد ملکی خطاب به مسئولان گفته است: “گاهی این کشتارها را می بینم، حالا شما یک نفر را به اتهام قاچاق مواد مخدر یا مساله‌ای دیگر، یک نفر را کشتید، شما خانواده‌ای را متلاشی می کنید. این بچه‌ها در چه شرایطی در این مملکت بزرگ می شوند؟ آینده این بچه‌ها را خراب می کنید، آینده این مملکت را خراب می کنید؟ شما چه کار دارید می کنید؟ من خطاب به این حاکمیت از صدر تا ذیلش می گویم که مملکت را شما دارید شخم می زنید. از نظر فساد، فحشا، دغلی، دروغ، اقتصاد و همه چیز. از خدا بترسید، شرم کنید، حیا کنید. دست بردارید، چقدر اعدام؟ چقدر اعدام؟ چقدر خون ریختن؟ ناف این حکومت را با مرگ و نیستی و نابودی بریدند.“


او همچنین اعلام کرد که با محمد نوری زاد قرار است “کمپین ضد اعدام” راه اندازی کند.


ملکی برخی سخنان مطرح شده درباره این که “اعدام‌ها برای سنگ اندازی در مسیر دولت صورت می گیرد” را، حرف‌های ” بی دلیل” توصیف کرد و از حسن روحانی رئیس جمهوری ایران خواست تا برای متوقف کردن اعدام ها، نزد آیت الله علی خامنه‌ای رهبر این کشور برود و اگر موفق نشد، مساله را با مردم مطرح کرده و تهدید به استعفا کند.



محمد ملکی و محمد نوری زاد ""کمپین ضد اعدام در ایران"" راه اندازی می کنند