Saturday, May 18, 2013
Friday, May 17, 2013
پاسخ «معین» به روایتهای انتخاباتی از حوادث دانشجویی سال ۸۲
روزنامه بهار – ریحانه طباطبایی
در دو هفته اخیر اظهارات متناقضی از محمد باقر قالیباف منتشر شده است. او یکبار در جمع دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف مدعی شد که: «در حوادث سال ۸۲ که سالگرد کوی دانشگاه بود، دولت اصلاحات خیلی بدتر از حد تصور با دانشجویان رفتار کرد. در آن زمان در جلسه شورای امنیت کشور که مسئولان وزارت کشور و وزارت علوم هم حضور داشتند در بحث حوادث خوابگاه کوی دانشگاه به بنده اجازه برخورد و تیراندازی دادند اما من قبول نکردم.»
البته پس از انتشار این مطالب گویا ستاد انتخاباتی قالیباف اعلام کرده است که تمامی صحبتهای فرمانده اسبق نیروی انتظامی منتشر نشده و بهزودی متن کامل آنها منتشر میشود. اما پس از انتشار سخنرانی دانشگاه شریف، سخنرانی دیگری از شهردار تهران منتشر شد که در تناقض با اظهارات قبلی او بود. قالیباف در جمع بسیجیان میگوید: «در سال ۸۲ و بعد از به آتش کشیده شدن کوی دانشگاه و حادثه طرشت، در جلسه شورای امنیت کشور حاضر میشود و با صحبتهای تند خود اعضای جلسه را تهدید میکند که هرکس بخواهد بیاید توی کوی و این کارها را انجام بدهد، او به عنوان فرمانده ناجا، آنها را «له» خواهد کرد.»
قالیباف در سخنان خود از «مخالفت معین و ظریفیان با پیشنهاد او در آن جلسه خبر میدهد و تاکید میکند که با برخورد تند وی، موفق میشود مجوز حضور نظامی و تیراندازی برای ناجا را در کوی دانشگاه از شورای امنیت کشور بگیرد.» در همین راستا فیلمی نیز از این سخنرانی منتشر شده که تاکنون تکذیب نشده است.در همین راستا مصطفی معین وزیر علوم، تحقیقات و فناوری دولت اصلاحات در ارتباط با اظهارات قالیباف به روزنامه بهار گفت: «سردار قالیباف فرمانده سابق نیروی انتظامی و کاندیدای امروز ریاستجمهوری در ارتباط با وقایع کوی دانشگاه در سال ۷۸ و تنشهای دانشجویی سال ۸۲ سخنانی ضد و نقیض همراه با تهدید و اتهام بر زبان راندهاند. خوشبختانه دیدگاهها، مواضع و عملکرد مسوءلان در هر زمان روشن، در دسترس و قابل بررسی است و نیازی نیست که به هر حرف و ادعای نادرستی پاسخ داده شود.» وی افزود: «مشفقانه به ایشان و دیگر نامزدهای انتخاباتی توصیه میشود که حتی اگر سیاست و قدرت را هدف بدانند، باز هم به نفع خودشان و جامعه نیست که از هر روش غیر اخلاقی و غیرمنصفانهای برای پیروزی بهرهگیری نمایند. ارزیابی شرایط کشور، شعارها و عملکرد دولت کنونی از ابتدا تاکنون نیز شاهدی بر این واقعیت تاریخی است.»
در همین رابطه غلام رضا ظریفیان معاون دانشجویی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری دولت اصلاحات نیز در ارتباط با اظهارات محمد باقر قالیباف گفت: «باید رعایت انصاف را کرد. بحث اخلاق مهمتر از سیاست است. با انصاف میگویم در دوره فرماندهی نیروی انتظامی قالیباف برخوردها بهتر بود. برای همین به آقای قالیباف میگویم اخلاق بهتر از هرچیز دیگری است. ما میگوییم که پس از وقایع سال ۷۸ نوع برخورد نیروی انتظامی با دانشگاهها و دانشجویان بهتر شد و آقای طلایی نیز در مقام فرماندهی تهران خوب عمل کردند پس بهتر است که این انصاف در همه موارد رعایت شود.» وی افزود: «در واقع از آقای قالیباف دو سخنرانی پخش شده که در تعارض با یکدیگر است. مطالبی که ایشان گفتهاند یکی در فضای بسیجی که تلاش کردهاند خود را یک حزب اللهی دوآتیشه نشان دهد و در جای دیگر خود را اصلاحطلبتر از هر اصلاحطلب. بیشتر کالا تبلیغاتی است.» ظریفیان با اشاره به اینکه گزارشهای حوادث کوی موجود است گفت: «واقعیت امر این است که گزارش وقایع کوی وجود دارد. کارنامه آن زمان برخوردها با دانشجویان خصوصا آقای معین در واقعه کوی ثبت شده است. آقای معین سال ۷۸ از رفتار صورت گرفته با دانشجویان ناراحت شد و حتی استعفا داد و کنار دانشجویان قرار گرفت. فضای فکری اصلاحطلبان با دانشجویان روشن است.» وی افزود: «واقعیت این است که بعد از حوادث کوی دانشگاه در سال ۷۸ و آن حوادث تلخ با درخواست وزارت علوم و بهداشت مقرر شد تا کمیته دایمی شکل بگیرد. در این کمیته بخشی از اعضای شورای امنیت ملی، آقای موسوی لاری به عنوان وزیر کشور، علی یونسی، وزیر اطلاعات و وزیر بهداشت، علوم، معاون دانشگاه آزاد و نمایندگی مقام معظم رهبری حضور داشتند.
این کمیته موظف بود تحولات دانشگاه را قبل از آنکه اتفاقی بیافتد و دستگاهی غیرمسئولانه رفتار کند بررسی کند. این نوع جلسات برای جلوگیری از ورود نیروی انتظامی و امنیتی به کوی دانشگاه بود. از سال ۷۸ هر دو هفته یکبار بهطور منظم این جلسات تشکیل میشد.» معاون دانشجویی وزارت علوم دولت اصلاحات با بیان آنکه نمیداند قالیباف در اظهاراتش کدام جلسات را میگوید خاطر نشان کرد: «در سال ۸۲ دهها جلسه تشکیل شد که آقایان معین، پزشکیان، موسوی لاری و یونسی بودند، در آن جلسات تمام تلاش این بود که حادثه کوی دانشگاه تکرار نشود. هم وزارت علوم و هم وزارت بهداشت تمام تلاش خود را در این بار کردند. اینکه فردی مسئول اعلام کند که کسانی که خود متولی دانشگاه هستند اجازه دادهاند تا با نیروهای نظامی وارد دانشگاه شوند با عملکرد وزارت بهداشت و علوم در تعارض است. این حرفها بیسند و دستورالعملها و کارنامه دولت اصلاحات در دفاع از دانشجویان زندانی و صدمهدیده روشن است.» وی با ابراز امیدواری از آنکه دفتر قالیباف شرح سخنرانی را کامل بدهد افزود: «بیان صدور مجوز از سوی وزارت علوم یا کشور به آقای قالیباف برای ورود به خوابگاه دانشجویان جرم و دروغ بزرگی است. آقای معین در سال ۷۸ برای همین رفتار استعفا داد بعد خود بیاید چندسال بعد برای ورود نیروی انتظامی به کوی دانشگاه مجوز صادر. حرف کاملا بیپایه و اساسی است.» ظریفیان تاکید کرد: «جامعه وقتی سیاست را بر اخلاق ترجیح میدهد آسیبهای زیادی را تحمل کرده است. عزیزانی که قصد دارند مورد توجه جامعه قرار بگیرند این مسیر را تکرار نکنند. این ایام سپری میشود و تاریخ باقی میماند. آقای قالیباف در واقع دوگانه گویی میکند و این برای کسی که میخواهد در قامت ریاستجمهوری مطرح شود خوب نیست. مردم از خلاف گویی و ارائه آمارهای دروغ و غیرواقعی و گزارشات غیرواقعی منزجر هستند و بهتر است برای جلب توجه آنان رویکرد دیگری را مد نظر قرار داد. این رفتارها تردید را در بین مردم و دانشگاهیان بیشتر میکند.» وی در پایان خاطر نشان کرد: «آقای قالیباف از رزمندگان کشور و خدمات زیادی را در دوره دفاع مقدس داشته است. اینگونه رفتارها فقط سبب میشود که نیروهای ارزشی با دید تردید در جامعه نگریسته شوند. بهتر آن است که چنین رفتارهایی صورت نگیرد و نامزدهای انتخابات برنامههای خود را برای اداره کشور ارائه کنند.»
پاسخ «معین» به روایتهای انتخاباتی از حوادث دانشجویی سال ۸۲
نامه محمد حسین کروبی به خامنه ای
جرس: محمد حسین کروبی طی نامه ای به رهبر جمهوری اسلامی، ضمن یادآوری و شرح رخداد بهمن سال گذشته (هجوم ماموران به منزل وی)، خواستار استرداد اموال و مدارک ضبط شده توسط ماموران امنیتی شد.در این نامه آمده است:”از جنابعالی انتظار هست که برای حفظ آبروی حکومت دینی با توبیخ این افراد و جلوگیری از تکرار این اعمال غیر اخلاقی و غیر شرعی دستور مقتضی برای اصلاح این رویه ها را صادر فرمائید “متن کامل نامه محمدحسین کروبی به آقای خامنه ای به نقل از صفحه فیس بوک وی؛ در ادامه آمده است:حضرت آیت الله خامنه ای
رهبرجمهوری اسلامی ایران
با سلامهمانگونه که در جریان قرار گرفته اید، در تاریخ بیست و سوم بهمن ماه ۱۳۹۱ ماموران امنیتی به اتفاق نماینده دادستان که با پوشاندن سر و صورت، خود را به هیبت شبگردان در آورده بود؛ به منزل شخصی اینجانب و دو تن از فرزندان مهندس میرحسین موسوی، یورش آورده و ضمن تفتیش؛ بیش از ۳۰ قلم از اموال منجمله اسناد هویتی، ملکی و مالی و تلفن همراه و رایانه شخصی من و دیگر اعضا خانواده ام و نیز وسایلی دیگر را ضبط نموده و با خود بردند و پس از سه هفته تنها شناسنامه و کارت ملی و دوقلم دیگر را بازپس دادند.جناب آیت الله خامنه ای بیش از دوسال پیش نیز، در روز حصر و حبس غیر قانونی پدر و مادرم؛ ماموران امنیتی با حمله به منزل شخصی من و شکستن قفل منزل، آنجا را به مدت ۲۰ روز در اشغال خود در آورده بودند. پس از این حمله نیز پرونده تحصیلی فرزندانم را از مدارس محل تحصیلشان گرفته ومدت ۴ ماه ضبط نموده بودند. پاسپورت من نیز بیش از سه سال است که ضبط شده و اجازه خروج از کشور حتی برای سفر حج را نیز نیافتم.
این در حالیست که ساواک در دوران رژیم سابق بارها به منزل جد مبارز و پدر مجاهدم حمله کرده بود، اما این حملات برای یکبار نیز به ضبط اموال شخصی و خانوادگی آنان منجر نشده بود؛ و بنا به نقل متواتر مبارزین قبل از انقلاب، ساواک هیچگاه اقدام به ضبط اموال شخصی مخالفین سیاسی نمی نمود. ماموران امنیتی ساواک حداقل شأنی برای خود قائل بودند و به حوزه خصوصی افراد وارد نمی شدند اما گویا برای مأمورین امنیتی کنونی حد و مرز مفهومی ندارد.
آیا امام و ملت قیام کردند که سازمانی خشن تر و غیر اخلاقی تر از ساواک در ایران زمام امور امنیتی را در دست گیرد؟
حضرت آیت الله خامنه ای
شما عمل آقای احمدی نژاد رئیس دولت مستقر کنونی در مجلس؛ علیه برادران لاریجانی را به درستی خلاف شرع و اخلاق و قانون دانستید! آیا ضبط اموال شخصی خانواده فعالین سیاسی – اجتماعی، خلاف شرع واخلاق وقانون نیست؟ (لازم است به اطلاع برسانم که ضبط اسناد و مدارک شخصی برای ایذاء مخالفین سیاسی به یک رویه توسط دستگاه های امنیتی در جمهوری اسلامی تبدیل شده است.)
لذا از جنابعالی انتظار هست که برای حفظ آبروی حکومت دینی با توبیخ این افراد و جلوگیری از تکرار این اعمال غیر اخلاقی و غیر شرعی دستور مقتضی برای اصلاح این رویه ها را صادر فرمائید و عندالزوم میزان تمکین مأموران امنیتی از دستورات جنابعالی را در نامه بعدی به اطلاعتان خواهم رسانید.
محمد حسین کروبی
تهران
۲۷ اردیبهشت ماه ۱۳۹۲
منبع: جرس
نامه محمد حسین کروبی به خامنه ای
شبکه ایران: نامهٔ منتشر شده از طرف انتظامی، قلابی است، فایل صوتی گفتگو با فرستنده اش را داریم
مطلب مندرج در این خبر صرفاً جهت اطلاع رسانی بوده و سپیده دم قادر به رد یا تأیید خبر نیست.
عزت الله انتظامی: مشایی طرف چپ من و رییس جمهور طرف راست من نشستند. من حرفی نداشتم که بزنم. عکاس ها تند و تند عکس می گرفتند. عکسشان را که گرفتند محل را ترک کردند و من بازهمان جا بهت زده وسط آن صندلی سه نفره تنها ماندم …
توضیح کافه سینما: دقایقی پیش خبری منتشر کردیم که بر اساس آن، عزت الله انتظامی، داستان حضورش در کنار مشایی و احمدی نژاد را در روز انتخابات ریاست جمهوری توضیح داده بود (این جا). اما حالا خبرگزاری دولت، شبکه ایران، پستی منتشر کرده، که بر اساس آن، خبر مذکور جعلی است و فایل صوتی گفتگو با فرستندهی این فایل به رسانهها، نزد این شبکه ایران، محفوظ است. همانند خبر قبل، متن کامل پست تکذیب را هم در کافه سینما میخوانید:
ناشر این خبر نادرست، مدعی است که چون استاد دستش می لرزید و ذهنش یاری نمی داد، ما به جای ایشان این مطالب را نوشتیم!
شبکه ایران: ساعاتی قبل، سایت فارس سومین دروغ بزرگ انتخاباتیاش را کلید زد. اینبار، استاد عزت الله انتظامی طعمه دروغ پردازان این سایت است.
به گزارش شبکه ایران، فارس از نامهای که آن را به استاد انتظامی منسب کرده، از قول وی داستانی را نقل کرده که مضمون آن “عدم اطلاع استاد از ماجرای حضورش در وزارت کشور به هنگام ثبت نام مهندس مشایی” است.
این سایت خبری که با عملکرد خود به اتاق عملیات دروغ سازی علیه دولت و حامیان دکتر احمدی نژاد تبدیل شده است، در ادامه رویه دو ساله خود، طی یک هفته اخیر نیز با انتشار دو دروغ بزرگ رسانهای قصد تخریب بیش از پیش حامیان مهندس مشایی را داشته است. اولین دروغ بزرگ این سایت، جعل نامهای به عنوان ۷۴۵۶ حقوقدان برای ردصلاحیت مشایی بود که البته تیتر اول روزنامه کیهان هم شد. دومین دروغ بزرگ انتخاباتی فارس، جعل خبر تماس تلفنی احمدی نژاد با هاشمی و خاتمی برای تعویق زمان انتخابات بود. این خبر به نقل از حجت الاسلام ذوالنور منتشر شد.
کذب بودن هر دوی این اخبار پس از ساعاتی مشخص شد.
امروز اما، این خبرگزاری، سومین دروغ بزرگ انتخاباتی خود را منتشر کرد.
ماجرا چه بود؟
ساعاتی پیش خبرگزاری فارس نامهای منتسب به عزت ا.. انتظامی که در آن از همراهی با اسفندیار رحیم مشایی و دکتر احمدی نژاد در آخرین روز ثبت نام کاندیداهای ریاست جمهوری، اعلام برائت کرده بود را منتشر کرد.
این نامه همزمان در قالب ایمیلی که حاوی یک فایل متنی و یک فایل تصویری بود برای تعداد زیادی از اصحاب رسانه ارسال شد و به سرعت توسط سایتهای مخالف دولت، بازنشر داده شد.
این رسانهها که همه چیز و حتی هنرمندان این مملکت را در انحصار شخصی خود می خواهند، همراهی یکی از پیشکسوتان بازیگری با رییس جمهور به شدت برایشان گران آمده بود. از همین رو یک هفتهای می شد که به دنبال یافتن پاسخی مبنی بر دلایل حضور انتظامی با رییس جمهور می گشتند و انگار این نامه هم همان پاسخی را می داد که آنها دنبالش بودند.
فایل متنی: ۸۳۶ کلمه/سند: ۸۶ کلمه
ذوق زدگی ناشی از خواندن این خبر جعلی آن قدر بود که مجریان قرق رسانهای علیه دولت، حتی به خود فرصت این را ندادند که با نگاهی نکته سنجانه ایمیلی که این نامه حاوی آن بود را مورد کنکاش قرار دهند و گاف بزرگ موجود در خبر فارس و ایمیل ارسالی را بفهمند البته شاید هم این گاف را فهمیدند اما ترجیح دادند خود را به ندیدن بزنند.
در این خبر از قول انتظامی طوری نقل شده است که هر آنچه در جریان همراهیاش با رییس جمهور رخ داده، برآمده از قرارگیری در وضعیتی غیرقابل پیش بینی بوده و یک فایل تصویری هم به خبر الصاق شده که مثلا بنا بود سندی باشد بر نامهای که انتظامی نوشته بود!
اما جالب اینجاست که از کل ۸۳۶ کلمهای که در فایل متنی این خبر به انتظامی نسبت داده شده است تنها ۸۶ کلمۀ آن در تصویر این نامه وجود داشت و آن هم شامل بخش نهایی نامه که نه ربطی به همراهی با رییس جمهور دارد و نه برائت از مشایی!
این ۸۶ کلمه فقط مرتبط بود با بنیاد فرهنگی و هنری انتظامی در قالب این چند جمله:
«مردم سرزمینم!
من برای شما همیشه همان عزتم، همانی که از سیزده سالگی در تماشاخانههای لاله زار با تشویقهای شما بزرگ شده ام… همانی که همراه شما با دردهای ایران بسیار گریستهام و با شادیهایش لبخندها زده ام… برای شما من همیشه همان عزتم… بچهای از سنگلج…
بنیاد فرهنگی و هنری یادگاری است از من برای جوانان و مردم سرزمینم… آرزومندم این میراث ماندگار را همراه شما بنا کنم…
عزت اله انتظامی
جمعه، ۲۷ اردی بهشت ماه ۱۳۹۲
تهران»
این همان ایمیلی است که یک فایل متنی(word) شامل ۸۳۶ کلمه و تصویر یک دست خط ۸۶ کلمهای ضمیمه آن بود.
استاد دستش می لرزید و ذهنش یاری نمی داد!
طبیعی است در چنین شرایطی ذهن مخاطب به سمت این موضوع می رود که چرا کل دست نوشته عزت ا.. انتظامی اسکن نشده است. یافتن پاسخی بر این سوال ما را بر آن داشت به سراغ همان کسی برویم که ایمیلی با عنوان «دل نوشته عزت سینمای ایران”عزت ا.. انتظامی” خطاب به مردم شریف ایران» را برای اصحاب رسانه ارسال کرده بود.
هنگامی که از این فرد که برای حفظ حرمت او را آقای ب. می خوانیم علت این امر را پرسیدیم وی ادعا کرد: «آقای انتظامی هم کهولت سن دارند و هم توانایی نوشتن را ندارند. این متن را خواندند و ما تایپ کردیم. بخشی از آن را نوشتند و ما از ایشان پرسیدیم که آیا نمی توانند کل متن را برایمان بنویسند و ایشان پاسخ دادند هم دستم می لرزد و هم ذهنم یاری نمی دهد و ایشان هم یک پاراگراف را نوشتند و به ما دادند.»
فایل صوتی گفتگوی خبرنگار شبکه ایران با این فرد موجود است و در صورت لزوم منتشر خواهد شد.
بر اساس آخرین گزارش ها، جریان قرق رسانهای و شارلاتانیسم خبری در تلاش است با فشار بر استاد انتظامی، وی را ناچار به پذیرش دروغ هایی کند که در متن خبر جعلی فارس به وی منتسب شده است.
شبکه ایران: نامهٔ منتشر شده از طرف انتظامی، قلابی است، فایل صوتی گفتگو با فرستنده اش را داریم
اصغر فرهادی : ترجیح می دهم در ایران فیلم بسازم
نوشتۀ ناصر اعتمادی
امروز جمعه اثر جدید سینماگر ایرانی اصغر فرهادی با نام “گذشته” که در فرانسه ساخته شده به روی پردۀ سینماهای این کشور به نمایش در آمد و همزمان با حضور خود کارگردان در جشنوارۀ سینمایی کن نمایش داده شد.
به همین مناسبت روزنامۀ فرانسوی لوموند مصاحبه ای با اصغر فرهادی انجام داده که در آن سینماگر ایرانی ابراز خوشحالی کرده که تغییر فضای کار او باعث تغییر سبک کار او نشده است. با این حال اصغر فرهادی تأکید کرده که در مقایسه با ایران او از امکانات فنی فوق العاده ای در فرانسه برای ساختن فیلم “گذشته” برخورد دار بوده که سهم و نقش مهمی در بهبود خلاقیت فردی و جمعی تهیه کنندگان فیلم داشته اند.
اصغر فرهادی همچنین تصریح کرده است که او می توانست فیلم “گذشته” را که به موضوع تلاشی خانواده اختصاص دارد در ایران نیز بسازد. با این حال، او به وجود خطوط قرمز یا سانسور در ایران نیز اشاره کرده و افزوده است که این خطوط قرمز در جمهوری اسلامی دو گونه اند : گونۀ اول مشهود و قابل رؤیت و رسمی هستند و گونۀ دوم غیرقابل مشهود و درونی تولیدکنندۀ اثر به شمار می روند که در ایران از آن با عنوان خودسانسوری یاد می شود. اصغر فرهادی در خصوص محدودیت ها و ممنوعیت هایی که از سوی نظام سیاسی در ایران به هنرمند و آفرینندۀ اثر هنری تحمیل می شود گفته است که این محدودیت ها ثابت و مشخص نیستند و مثل آب و هوای پاریس دائماً تغییر می کنند و هنرمند ناگزیر از سازگاری با آنهاست. برغم همۀ مشکلات و ممنوعیت ها اصغر فرهادی اظهار داشته که او همواره ترجیح می دهد که در ایران آثارش را خلق کند. وی در جای دیگری از سخنانش گفته است که دریافت جایزۀ اسکار به خاطر ساختن فیلم “جدایی نادر از سیمین” رابطۀ او را با مردم ایران عمیقاً تغییر داد و بر فعالیت حرفه ای و هنری او نیز تأثیری عمیق گذاشت. اصغر فرهادی ابراز امیدواری کرده که برغم ممنوعیت ها و محدودیت ها بار دیگر شاهد خلاقیت و شکوفایی هنر سینما در ایران باشیم. او همچنین از دورۀ فعلی در ایران به عنوان دوره ای دشوار، اما ضروری و انتقالی یاد کرده و افزوده است که برخلاف تصور رایج، ایرانیان مردمانی منفعل نیستند که به هر چیزی تن بدهند. اصغر فرهادی همچنین با اشاره به تحریم های بین المللی علیه جمهوری اسلامی ایران گفته است که مردم این کشور بیش از همه نتایج سخت و طاقت فرسای تحریم ها را تحمل می کنند و به هیچ وجه نمی توان ادعا کرد که این فشارها تنها بر حکومت اسلامی ایران تاثیر می گذارند.
نمایش فیلم “گذشته” اثر اصغر فرهادی در جشنوارۀ سینمایی کن با استقبال خوبی مواجه شد. “بنریس بژو” بازیگر سرشناس فرانسوی و علی مصفا هنرپیشۀ ایرانی نقش های به جا ماندنی همانند دیگر بازیگران فیلم از خود در اثر جدید اصغر فرهادی به نمایش گذاشته اند.
منبع: رادیو بینالمللی فرانسه
اصغر فرهادی : ترجیح می دهم در ایران فیلم بسازم
محمود حسینی زاد، برنده مدال انستیتو گوته
محمود حسینی زاد، داستان نویس و مترجم ایرانی، مدال انستیتو گوته آلمان را به خود اختصاص داد. محمود حسینیزاد به همراه پتروس مارکاریس از یونان و نوین کیشور از هندوستان به عنوان برگزیدگان مدال انستیتو گوته در سال ۲۰۱۳ میلادی معرفی شدهاند. هیئت داوران، در بیان دلیل انتخاب محمود حسینی زاد به عنوان برنده این مدال نوشته است: “محمود حسینیزاد با دقت و حساسیت راه را برای کلام هموار میکند و امکان تعاملات فردی و فرهنگی را که سبب درک متقابل میان انسانها در ایران و آلمان میشود، فراهم و تقویت کرده است.” انستیتو گوته از او به عنوان “مطرحترین مترجم ایرانی ادبیات معاصر آلمانی زبان” یاد میکند.
محمود حسینی زاد تاکنون آثار فراوانی از نویسندگان نامدار آلمانی از جمله برتولت برشت، فدریش دورنمات، یودیت هرمان، اووه تیم، اینگو شولتسه، زیبیله برگ و یولیا فرانک را ترجمه کرده است. این مدال که مدال رسمی دولت آلمان میباشد از سال ۱۹۵۵ هر سال اهدا میشود و تاکنون ۳۳۲ نفر از ۶۲ کشور جهان آن را دریافت نمودهاند. کارل پوپر – فیلسوف و تاریخدان از انگلیس -، آدونیس – شاعر و منتقد ادبی از لبنان -، ایمره کرتژ – نویسندهی برندهی جایزهی نوبل از مجارستان -، خورخه سمپرون – نویسنده از اسپانیا -، ایستوان ژابو – کارگردان از مجارستان -، بیلی وایلدر – کارگردان از آمریکا -، جان لوکاره – نویسندهی بریتانیایی – و پیر بوردیو – جامعهشناس و فیلسوف از فرانسه – از جمله برندگان این نشان بودهاند. آقای حسینی زاد همچنین به واسطه ویژگیهای نیک اخلاقی از محبوبیت چشم گیری در میان زبان آموزان و علاقه مندان به زبان و ادبیات آلمانی برخوردار میباشد.
منبع: بامدادخبر
محمود حسینی زاد، برنده مدال انستیتو گوته